شمس الدين محمد بن محمود آملي
331
نفائس الفنون في عرائس العيون ( فارسى )
گوش او بيرون آيد . سرطان - حيوانيست كه سر ندارد و چشم او بر دوش باشد و دهن او بر سينه او را هشت پاى باشد و پيوسته بر يكجانب رود گويند هر سال هفت بار پوست او بيفتد . و از خواص او آنست كه اگر بر درختى بياويزند كه بار ندهد آنسال بار او بسيار باشد و هيچ آفت به دو نرسد . و اگر او را بشكافند و بر جراحت نهند پيكان و خار بيرون آرد و مار و كژدم گزيده را سود دارد . و اگر سك ديوانه بگزد او را بسوزانند و بر آنجا نهند نيك شود و اگر در چشم كشند سفيدى ببرد و نزول آب از چشم باز دارد و دندانرا جلا دهد و گوشت او صاحب سلرا نافع باشد . و اگر با شير خر دهند بهتر باشد و اگر پاى او را با قدرى كافور و عنبر بر صاحب خنازير بر بندند خنازير را دفع كند . و اگر بيضه سرطانرا به شعير مقشر بياميزند و به صاحب حمى دق دهند نافع باشد . باب چهارم در خواص جواهر در احجار مرواريد همچو استخوانيست كه خداى تعالى از كمال قدرت خود آن را در سينه صدف آفريده است و معدن او نزديك عدن و بحرين و كيش باشد و از معبر نيز خيزد و مرواريد به شكل پياز پوستها باشد و نيكى و بدى مرواريد را از سه چيز معلوم كنند رنگ و شكل و مقدار . بهترين انواع او از جهت رنك آنست كه سفيد و آبدار باشد و بدترين آنكه به گچ سپيد ماند و او را جصى خوانند .