شمس الدين محمد بن محمود آملي
315
نفائس الفنون في عرائس العيون ( فارسى )
طاوس بگريزد و متعرض زن حايض نگردد و از آواز او همه حيوانات بگريزند الاخر كه از ترس نتواند گريخت . و از خواص اجزاى او آنست كه هر كه دندان او با خود دارد از درد دندان ايمن بود و هر كه زهره او بياشامد دلير گردد و از صرع و داء الفيل ايمن باشد و گوشت او صاحب فالج و استرخا را سود دارد . و اگر در ميان جامها نهند بتك نزند و اگر پيه او را گداخته با توت بياميزند و در اندام مالند هر كه او را بيند بترسد و اگر پيه او را بر سوخته نهند نيك شود و اگر در دست مالند دفع سرما كند . پلنگ - اگر آدمى را بر فراز خود بيند قصد او كند و اگر فروتر بيند معترض او نشود و او بجز صيد خود نخورد و هر گاه صيد كند سير بخورد و سه شبانه روز بخسبد . و گويند چون بيمار شود جائى كه سوراخ موش باشد بيفتد چنان كه موش پندارد كه مرده است چون موش از سوراخ برآيد بگيرد و بخورد شفا يابد . اگر كسى پيه كفتار به خود بمالد و در بيشه پلنگ رود چون بوى او بمشام پلنگ رسد او را منقاد شود و پيه پلنگ هر جا كه دود كنند هر موش كه در آنحوالى باشد گرد آيد و صاحب فالج را پيه او بغايت سود دارد و هر كسى را كه پلنگ زخم زند از موش نگاه بايد داشت . چه اگر بول موش برو آيد بجزم هلاكشود و بنابرين جهت پلنگ گزيده در ميان آب چهار چوب فرو برند و در آنجا جائى ترتيب دهند تا نيك نشود از آنجا بيرون نيارند . گويند شخصى را در ميان آب جائى ساخته بودند موشگيرى از بالاى او مىپريد و موش زنده در منقار داشت همين كه برابر او رسيد موش بول رها كرد و بر آنشخص آمد در دم هلاك شد . ببر جانوريست در زمين هند و حبشه بسيار باشد و شير و پلنگ ازو بگريزند