شمس الدين محمد بن محمود آملي

309

نفائس الفنون في عرائس العيون ( فارسى )

طاووس بود و سينه‌اش به سينه شير ماند و كتف او شبيه كتف گاوميش و دستهاى او دراز و رسغ او كوچك و نزديك بحافر و جاى زين بايد كه عريض بود و اضلاع او از بالا مستقيم و از زير منحنى بود و بر ران او بايد كه گوشت بسيار بود و حوافر او بايد كه بيك رنگ باشد و سخت و اصل الوان خيل چهارند : ادهم ، كميت ابيض ، اصفر و ابيض از همه بهتر بود . و گفته‌اند اگر كسى بر اسب سفيد كه هر دو گوش او سياه بود بنشيند پيوسته ظفر يابد و هر چه طلب كند حاصل شود . و نيز نقلست كه ملكى از ملوك عجم را اسبى بود زرد خالص كه پيوسته برو نشستى و بجنگ رفتى تا بر همه ممالك مستولى شدى و اسب سبز رنگ هم به جنگ بفال دارند . و بعضى گفتند ايمن خيول آنست كه موى گردن و دنب و سينه و قوايم و روى او همه سفيد باشد . و گفته‌اند اگر كسى بر اسبى كه روى و هر دو زانو و بيشتر بدن او سياه باشد حرب كند زود كشته گردد . و گويند در ميان بعضى از كردان اسبان باشند كه ايشان را بر پيشانى شاخ هاى خرد باشد و آن را بفال نيك دانند . و از خواص اسب آنست كه از شير برمد نقل است كه چون محمد بن سلمه با لشكرى قصد بلاد روم كرد و بسيارى از شهرها بگشود ملك روم لشكر گران ترتيب داد و آهنگ او كرد . محمّد بن سلمه بر كثرت ايشان وقوف يافت رسولان را فرستاد و ايشان را بسخن مشغول كرد و به اطراف بلاد اسلام فرستاد هر جا كه پوست شير بود همه را جمع كرد فرمود تا اسبان را بياوردند و آن پوستها را بر پشت آنها بستند چون روميان صف راست كردند بفرمود تا اسبان را در پيش صف به راندند اسبان كفار چون شير بديدند به رميدند و آشوبى در ميان ايشان افتاد و جمله بهزيمت رفتند و لشكر