شمس الدين محمد بن محمود آملي

305

نفائس الفنون في عرائس العيون ( فارسى )

پس حفره را بگشايد و او را از آنجا بيرون آورد و تعليم دهد چه حيله كان بنى آدم نداند * بجز مردن كزو بيچاره ماند . و از خواص اجزاى او آنست كه اگر زهره او را خشك كنند و بسايند و در چشم كشند سفيدى را از چشم ببرد . و اگر بر برص طلا كنند و سه روز بگذارند زايل كند و اگر هفت روز و هر روز پنج درم پيه او بخورند فربه شوند . و اگر چرك گوش او بخورد كسى دهند يكهفته در خواب نرود و اگر استخوان او بر درخت بياويزند بار ندهد و اگر بر درخت دود كنند ميوهء او شيرين گردد و كرم او دفع كند و اگر بسايند و بعسل عجين كنند و بر كلف نهند زايل كند . و اگر صاحب تشنج را به پوست او بخوابانند شفا يابد و اگر زبل او به صاحب قولنج دهند نيك شود و گويند هر كه آن را با خود دارد از درد شكم ايمن بود . رخ جانوريست مانند شتر و او را دو كوهان باشد و دندانهاى پيشين تيز دارد و هيچ حيوانى ازو نجهد و از اينجهت حكماى هند رخ شطرنج را به دو تشبيه كرده‌اند كه او بر همه آلات غالبست و لعاب دهن او و زبل و بول او زهر قاتل است و هر چه در نظر او آيد صيد كند بواسطه آنكه در دويدن با باد برابرى كند . و اگر كسى ازو بگريزد و بر درخت رود او بيايد در زير آندرخت بايستد و دم خود را بر مثال مغرفه سازد و در آنجا بول كند و بر بالا اندازد تا بدان شخص رسد هلاك شود . كرگدن در جثه همچو فيل باشد اما در خلقت بكاو ماند و او را يك شاخ باشد سر او بغايت تيز در بالاى بينى او . گويند كه هيچ سلاح درو كارگر نشود و هيچ حيوانى با او مقاومت نتواند كرد و او بغايت اندك عمر باشد . بواسطهء آنكه ماده او كم زايد و مدت حمل او بسيار باشد و بجز يك بچه