شمس الدين محمد بن محمود آملي
3
نفائس الفنون في عرائس العيون ( فارسى )
است اشكال مقاله اولى و مقدمات او را مفصل بيان كنيم و اشكال مقالات ديگر را بر سبيل اجمال : مقاله اولى در نسخه حجاج چهل و هفت شكل است و در نسخه ثابت چهل و هشت و آن شكل چهل و پنجم است و عادت ارباب اينصناعت چنين رفته است كه هر مقاله را بذكر امورى چند مصدر كنند و آن را حدود و اصول موضوعه خوانند و علوم متعارفه نيز . الحدود : نقطه چيزيست از ذوات الاوضاع كه او را جزء نباشد و خط طوليست بلا عرض و بنقطه منتهى شود و خط مستقيم خطى باشد كه نقطهائيكه برو فرض كنند بر محاذات يكديگر باشند . و سطح آنست كه او را طول و عرض باشد و بس و به خط منتهى شود و او را بسيط نيز خوانند و سطح مستوى آنست كه هر خطى كه بر او فرض كنند مقابل بعض ديگر باشد و زاويه مسطحه موضع انحداب سطحى باشد كه واقع بود ميان دو خط كه متصل شده باشند بر يك نقطه بى آنكه يك خط شده باشد . و زاويه بعضى مستقيم الخطين باشد و بعضى غير آن و زاويهء قائمه هر يكى از دو زاويه متساوى باشد كه آن هر دو حادث شده باشند از دو جانب خط مستقيم كه كه قائم شده باشد بر خطى ديگر مثل آن خط و آنخط را قايم و عمود خوانند و زاويهء حاده آنست كه كوچكتر از قائمه باشد و زاويه منفرجه آنست كه بزرگتر از قائمه باشد خواه مستقيم الخطين باشند و خواه نه و حد نهايت چيزيرا گويند و شكل چيزيستكه يكحد يا بيشتر به او محيط شود . و دايره شكلى است مسطح كه يك خط به دو محيط شود و در اندرون او نقطه باشد كه جميع خطوط مستقيمه را كه از آن نقطه بدان خط كشند متساوى باشند و آن را محيط دايره خوانند و آن نقطه را مركز و خط مستقيمى را كه بر مركز بگذرد و از هر دو جهت بمحيط رسد قطر خوانند و او دايره را به دو نيمه كند و با هر يكى از دو نصف محيط شود بنصفى از دايره و اشكال مستقيم الاضلاع آنست كه بايشان خطوط مستقيمه محيط باشد و اول آن مثلث است .