شمس الدين محمد بن محمود آملي

293

نفائس الفنون في عرائس العيون ( فارسى )

و بعضى ديگر بر نهاريت و ليليت ايشان حكم نكنند و ارباب اينصناعت كاينات اينعالم را بر اين كواكب قسمت كنند و اندكى باشد كه بدلالت بر چيزى منفرد شود بلكه غالب آن باشد كه دو كوكب يا زياده بواسطه دو كيفيت يا زياده يا بواسطه اجزاى او در آن مشترك باشد . چنان كه افيون بواسطه برودت به زحل منسوبست و بواسطهء يبوست بعطارد و انار بواسطه حرارت بمريخ منسوبست و بواسطه رطوبت بزهره . و چنانچه جميع رياحين بنابر ترطيب رايحه او بزهره منسوبند و مشترى مشارك اوست در نرگس و زحل و رأس و مريخ در گل و آفتاب در نيلوفر و ماه در بنفشه و عطارد در شاهسپرم . و چنان كه اصل درخت بآفتاب منسوبست و عروق او بزحل و شوك و قشر و اغصان بمريخ و شكوفه او بزهره و ثمره او به مشترى و اوراق او به ماه و حب او بعطارد و چون اين معلوم شد گوئيم . زحل از مساكن بر خرابها و چاههاى عميق و شورستان و مرابط چهار پايان دلالت كند . و از بلاد بر هند و سند و زنج و حبشه و قبط و يمن و عرب و از معادن بر اسرب و خبث حديد و احجار صلبه و از حبوب بر فلفل و شاه بلوط و زيتون و انار ترش و عدس و كتان و شهدانه و از درختان بر مازو و هليله و جوز و زيتون و بادام و هر درختى كه ثمرهء او را پوست سخت باشد و از طعوم بر بشاعت و عفوصت و حموضت كريهة النتن و از اغذيه و ادويه هر چه بارد و يابس باشد در درجه چهارم الا ادويه مخدره . و از چهار پايان بر گاو و شتر مرغ و سنجاب و سمور و گربه و موش و مار بزرگ سياه و گژدم و بر اغيث و خنافس و از طيور بر مرغ آبى و غراب و خطاف سياه و هر مرغى كه در شب دانه چيند و از اعضاء بر شعر و جلد و ظفر و عظم و ظهر و انثيان و دبر و مصارين .