شمس الدين محمد بن محمود آملي

270

نفائس الفنون في عرائس العيون ( فارسى )

آنورقرا پاره كردم . گويند مردى بخواب ديد كه اذا جاء نصر اللّه ميخواند از ابن سيرين پرسيد گفت اجل تو نزديك رسيده است از گناه توبه كن چه اين آخر سوره‌ها است كه فرود آمد . گويند شخصى بخواب ديد كه ستورى با او سخن ميگفت از ابن سيرين پرسيد گفت به خانه رو وصيت كن كه اجل نزديك است لقوله تعالى و اذا وقع عليهم القول اخرجنا لهم دابة من الارض تكلمهم آنشخص به خانه رفت وصيت كرد همان روز وفات يافت . ديگر مردى بخواب ديد كه روغن زيت در بن درخت زيتون ميريخت از ابن سيرين پرسيد گفت درياب كه با مادر خود صحبت ميكنى آن مرد چون تفحص كرد مادر خود را بكنيزى خريده بود خبر نداشت . ديگر مردى در ماه رمضان بخوابديد كه انگشترى در دست دارد و فرج زنان و دهان مردان بدان مهر مىكند . از ابن سيرين پرسيد گفت تو مؤذنى و پيش از صبح بانك ميدهى و مردمان را از طعام خوردن و مباشرت كردن باز ميدارى ديگر چنين مكن . گويند مردى در خواب ديد كه ستاره‌ها همه از آسمان فرو ريخت موى سرش ريخت و به علت داء الثعلب گرفتار شد . و ديگر شخصى بخوابديد كه جامه خواهرش را پوشيده بود خواهرش بمرد و مالش بميراث به دو رسيد . ديگر شخصى بخوابديد كه از ماه چراغ روشن كرد چشمش نابينا شد و اللّه اعلم . بحقائق الامور .