شمس الدين محمد بن محمود آملي

267

نفائس الفنون في عرائس العيون ( فارسى )

خيمه و خر گاه پادشاه ولايت بود و معتمد خانه و كنيزك بكر . ناى مصيبت بود بانك دف چون زنى زند خبر باشد . و اگر مردى پير زند ظاهر شدن بخت و اگر جوان زند ظاهر شدن دشمن و گاه باشد كه طرب و شادى بود و شطرنج غرور و كارهاى باطل بود اگر بيند كه بر حريف غالب شد در كارهاى باطل مستولى گردد . فصل يازدهم در طعام و شراب و لباس و عطر نان پاكيزه عيش خوش و مال حلال و شهر آبادان نيز بود نان خشك به عكس اين بود گرده هزار درم بود يا صد درم به مقدار بيننده . اگر پادشاه بيند شهرى و ولايتى نان بسيار در خواب ياران و دوستان باشد و عمر دراز گوشت خام مال حرام بود پخته و بريان مال پادشاه و مسلوخ انديشه و غم تريد روزى مهيا باشد . انگبين مال حلال و خير و منفعت و شفا بود شكر و قانيذ و جملگى حلوا سخنهاى خوش و منفعت بسيار بود و فرزندان خرد و هر چيزى كه به آتش پخته باشد از اطعمه و اشربه مال باشد و تعب و خصومت الا حلواها . آب صاف عيش خوش و عمر دراز بود . جلاب سخن خوش و مال و علم و ادب و دين باشد و بيشتر شربتها همين حكم دارد و تعبير شراب سيب و انار و آبى و امثال آن همان باشد كه در اصول اينها گفته شد . شير از هر حيوانى كه گوشت او حلال است روزى حلال و كار نيك و سنت پسنديده باشد شير ترش بضد اين و شير آنچه گوشت او را نخورند انديشه و بيمارى و ترس و هر چه از شير باشد همچو دوغ و پنير و غيره انديشه و غم بود مگر پينو