شمس الدين محمد بن محمود آملي

236

نفائس الفنون في عرائس العيون ( فارسى )

كه رك او را به طول ميشكافند سخنى ميشنود كه از آن كوفته خاطر گردد و اگر به پهنا ميشكافتند از يكى خويشان او بميرد . اگر بالاى خود را دراز بيند زياده بر مقدار قد آدمى اجلش نزديك آمده باشد و اگر به اندازه باشد قدر و منزلت باشد و اگر خود را كوتاه بيند دليل حقارت بود . و اگر كسى خود را ديوانه بيند او را مال بسيار شود اما به ناشايست خرج كند و باشد كه مهتر قومى شود مستى اگر از شراب بود حكم او همچنين باشد و اگر بيشراب بود دليل رنج و سختى بود لقوله تعالى و ترى الناس سكارى و ما هم بسكاري و لكن عذاب اللّه شديد . اگر بيمارى در خواب بيند در كار عبادت او خلل افتد و اگر عزم سفر دارد باطل گردد و گرسنگى در خواب حرص باشد بر مال دنيا تشنگى بدى حال در كار دين سيرى جمعشدن مال بود و سيرى از آب صلاح كار گريستن شادى بود خنديدن غم اما اگر بواسطهء شگفتى باشد دليل بشارت باشد . مرگ مقيم را سفر باشد و مسافر را باز آمدن از سفر و محبوس را خلاص و زن خواستن نيز باشد كسى را كه زن نباشد و كسى را كه زن باشد طلاق دادن . خواب تندرست را امن باشد از آنچه ترسيده و بيمار را دليل مرگ بود . برهنگى در خواب مردم متدين را شهوت باشد به معصيت و دست در گردن كردن يا در كنار گرفتن مرده دليل عمر دراز باشد و اگر بيمار مرده را در كنار گيرد نيك باشد . و اگر زن مجهول را در كنار گيرد مقصوديكه دارد برآيد بوسه دادن و دست گرفتن نيز همين حكم را دارد . و اگر دست دشمنى گيرد يا او را بوسه زند دشمنى از ميان برخيزد كشتى گرفتن و دشنام دادن و زدن و كشتن دليل باشد بر نيكى حال آنكس كه