شمس الدين محمد بن محمود آملي

232

نفائس الفنون في عرائس العيون ( فارسى )

برهنه كرده از جبرئيل پرسيد كه اين كيست جبرئيل عليه السلام فرمود اين دنياست دست برادر باشد يا شريك يا زن و زيادتى در آن زيادتي معاونت باشد از اين جماعت و قطع آن دليل مصيبت بود به ايشان يا دست از معصيت بداشتن يا سوگند بدروغ خوردن و اگر بيند كه دست او را بسته‌اند بيكار شود يا بيدين و اگر خشك يا سست شده بيند ياران او را فرو گذارند . اگر بيند دست او بسيار شد كارهاى نيكو كند اگر بيننده مصلح باشد و اگر مفسد بود در فتنه افتد و اگر بيند كه دست را خضاب كرد خونى كند و اگر دو دست را خضاب كرد در طلب معيشت رنج كشد و زنان را نيك بود و نقش بر دست مردان حيله و دشمن كامى بود و بر دست زنان زينت . انگشتان فرزندان يا برادران مشفق باشد . و اگر انگشتان درهم افكنده بيند تنگدستى بيند يا انديشه از بلا و موافقت دوستان در رفع آن بلا . انگشتان دست راست پنج نماز باشد ابهام نماز بامداد و سبابه پيشين و همچنين به ترتيب و كمشدن خدم نيز باشد و اهل قلم را دليل عطلت و بيكارى بود و زيادتى انگشت از معهود عوائق و موانع باشد . ناخن اگر به اندازه بيند قوت باشد و اگر دراز و قوى بيند ليكن نه به افراط بر خصمان به حجت و قوت و ظفر يابد و افراط آن خلل كار بود . و اگر ناخن خود را ناچيده بيند در سنت تقصير كرده باشد و اگر ناخن را شكسته بيند در طلب مقصود خللى يابد . سينه اگر فراخ بود دليل جوانمردى بود و اگر تنگ بيند دليل بخل و گمراهى بود . لقوله تعالى و من يرد اللّه ان يضله يجعل صدره ضيقا حرجا پستان زن باشد و دختر . شكم مال و فرزند و تهى شدن شكم از امعاء دليل جدا ماندن از اقربا بود و گرسنگى دليل حرص بر دنيا و تشنگى خللى در دين احشا مال مدفون و متاع خانه جگر فرزند باشد .