شمس الدين محمد بن محمود آملي
227
نفائس الفنون في عرائس العيون ( فارسى )
و گفتهاند اگر درويش بيند بنعمت و فراغت رسد و اگر توانگر بيند كسى بر مال او مسلط گردد . و اگر مفسدى بيند كه از مادر در وجود ميآيد از گناه توبه كند . دختر در خواب نعمت و راحت و خصب بود كودك به حد بلوغ رسيده نيكوئى حال و زيادتى مال و جاه بود كودك امرد رنج و انديشه باشد كنيزك خريدن يافتن مقصود بود . اگر غلام نا بالغ امرد خود را بيند كه بالغشد بى اثر شهوت آزادى يابد مرد جوان مجهول در خواب دشمن باشد زن جوان با جمال مال و نعمت و شادى . زن بكر تجارت سودمند برومند بود مرد كهل و پير بخت باشد و دوست مشفق اگر جوانى بخواب ديد كه پير شد حرمت و علم او زياده گردد و عاقبتش محمود بود مرد پير اگر خود را جوان و با طرب بيند و با طراوت و جمال سيادت و مهترى يابد و عيش او تازه گردد . و اگر مرد لشگرى بيند كه موى او سياه بود سفيد شد محدوم او بر او متغير شود زن پير دنيا باشد . و اگر او را به هيات نيكو و طراوت بيند كار او به نظام گردد و اگر بهيات ترش بيند در معاش زحمت كشد و مرد پير صاحب تدبير و حيله باشد بزاز مردى خطير بود و اگر جامه فروشد اقتضاى خصومتى كند صراف شناسنده كارهاى نيك و بد بود صياد مردى باشد كه روزى بمكر و حيله بدست آرد آهنگر مردى مجهول و با قوت بود قصاب مجهول ملك الموت بود و دلال راه نماينده باشد در كارها و همچنين هر صنعتى . سر آدمى رئيس و مقدم بود و مخدوم باشد . اگر بيند سر از وى جدا شد از مخدوم جدا شود و اگر بيند سر او بزرگشد بزرگى و جاه و توانگرى يابد . و اگر بيند كوچكشد از مرتبه بيفتد اگر سر خود را همچو سر بهيمه يا سبعى يا مرغى بيند تعبير بر آن نوع از حيوانات كنند در قوت و ضعف و تردد و طيران