شمس الدين محمد بن محمود آملي

212

نفائس الفنون في عرائس العيون ( فارسى )

لامون الذى انما امره اذا اراد شيئا ان يقول كنفيكون . و در ميان آن خط بقيه شب نماز گذارد و اگر بتواند هم در آن جا بخسبد تا صبح صادق . پس برخيزد و تجديد وضو كند و همچنان بعود بخور كند و بيست و يك بار ديگر بخواند . پس آن خاتم را از آنجا فرو گيرد و در حريرى سفيد پيچد و به مشگ و عنبر و كافور مطيب كند و در حقه پاگ نهد و به نگينى كه بر آن نامهاى حق باشد مهر كند و نگاهدارد . و فوايد اين خاتم بينهايت است از آن جمله اينكه اگر خواهد مصروعى را نيك كند بمشگ و زعفران مهر بر چيزى نهد و آن را بشويد و بدهد تا بياشامد نيك شود . و اگر قوى بود هر روز سه نوبت چنين بدهد و اگر نيز نقش او را بر ورق اهو نويسد و بر او بياويزد هرگز ديگر بر او جنى ظاهر نشود . و اگر لوحى از گل بسازد و آن مهر بر آنجا نهد و اين آيه كه الَّذِينَ آمَنُوا وَ لَمْ يَلْبِسُوا تا آنجا كه اولئك هم المهتدون بر آنجا خواند هر كه آن را در گردن اندازد از هيچ چيز نترسد اما چون در گردن اندازد بايد كه بار ديگر همين را بخواند . و اگر خواهد كه دفع سحرى كند لوحى از گل بسازد و اين مهر را بر آنجا نهد و آيه و مكر و امكرا را تا آخر بخواند و آنلوحرا در جائى دفن كند آن سحر با آن ساحر گردد . و اگر خواهد جن را از سرائى يا بقعه بيرون كند گل را بدان مهر كند و در آن بقعه بيندازد و بگويد اخرجوا منها مالكم غصبتموها و قهرتموها همه متفرق شوند . و اگر آن مهر بر خمير كاورس نهد و در ميان گندم اندازد شپشه و هيچ