شمس الدين محمد بن محمود آملي

181

نفائس الفنون في عرائس العيون ( فارسى )

سريشم ماهى آنقدر كه همان لحظه كار توان برد . اگر زياده پخته باشد ضايع گردد هر چه خواهد وصول كند كه از كسر بيم ندارد و به جهت مرواريد ساختن بياورد مرواريد ريزه و پاكيزه و بشويد پاك به آب نمك در قاروره سر فراخكند و آب ترنج در آن ريزد ترنج در سر شيشه كند و سر آن مهر كند . چنان كه باد و خاكستر در آنجا نرود و دو هفته در حل نهد در ميان زبل تا مرواريد حل شود و مثل موم نرم گردد و بعد از آن آن را در كاسه چينى كند و به آب صافى بشويد تا تر شده و ترنج از آنجا برود و صاف كرده مرواريد بسازد و سوراخ كند بسوزن نقره و سر و بن وى ببرد و اندكى از جهت كشيدن بگذارد و بعد از آن شير مايه زده از براى پنير در كيسه كند و بگذارد تا آب بيندازد و بعد از آن كيسه را در آب اندازد تا وقتى كه اثر ترشى و سپيدى در آن نماند بعد از آن پنير را خشگ كند و خورد كند مثل آرد و مرواريدهاى مذكور در آن بگرداند تا از آن پنير گردى بر آن نشيند . بعد از آن جمله مرواريد را بمجرى ناسوده خلط در گلوى ماهى زنده اندازد و ماهى را در آب حوض رها كند تا ده روز تمام شود بعد از آن ماهى را بيرون آورد مرواريد از شكم آنچنان نمايد كه از بحر بيرون آمده باشد بطانه كه رنگ فيروزه دهد و مثل سنك سخت شود و جلا پذيرد و به آب ضايع نشود بگيرد زنگار فرعونى 10 جزو سريشم پنير 2 جزو و روغن كمان 2 جزء اول زنگار را صلايه كند مثل غبار شود بغايت نرمى . و بعد از آن آن را به روغن كمان بياميزد و سريشم پنير را كه آن را بسيار صلايه كرده باشد داخل آن كند و همه را يكسان كند و بهر جا كه خواهد كار بندد تا خشگ شود و آن را بسنك جلا دهد به نحوى شود كه مانند نداشته باشد و به آب ضايع نشود و درخشنده و براق باشد .