شمس الدين محمد بن محمود آملي
178
نفائس الفنون في عرائس العيون ( فارسى )
پس مرواريد شسته بستاند و بر سر آن بريزد و آن پاره ترنج كه از سر آن بر داشته بود باز بر سر آن نهند و بدوزد آنگاه بستاند پاره كرباس نو و در آن به پيچد و به ريسمان سخت كند و گوى در زمين بكند به قدر يك گز و زبل اسب تر و خشك به وزن يك ديگر در آنحفره كنند و آنترنج در ميان آن زبل نهد و طغارى بر سر آنحفره نهد سرنگون و بر كنار آنخاك پر كند . پس شش روز رها كند و بعد از آن آن را بيرون كند مرواريد جمله حل شده باشد چون پرده از روى آن بر دارند آن را بكفجه زجاج يا نقره برداشته به ظرف آبگينه كند و سه روز بيك ديگر بياميزد تا آميخته گردد . پس جامه پاره ابريشمى بستاند و به قدر پنجه و انگشتها به دوزد و در دست كند و همچنين كف دست چپ را از جامه ابريشمى بپوشاند و در انگشتان خود بياض البيض مروق بمالند . پس از آنمخمرة بگيرد چندانكه خواهد در ميان كف دست چپ مى مالد تا نيك گرد شود . پس سوراخ كند به سوزنى از نقره يا موى خوك و در قدحى از آبگينه نهد و قدحى ديگر هم از آبگينه بر سر أو نهد و بگذارد تا سه شبانه روز بعد از ان در پيه بط يا در ميان خمير آردميده نهد و بخورد مرغ خانگى دهد و آن را بدواند تا مانده شود اگر دانه دانگى يا دانك و نيم دانك باشد نگذارد كه آنمرغ چيزى بخورد تا ساكن گردد . پس آنمرغ را بكشد و حوصله آنمرغ را بشكافد و بگذارد تا سرد شود پس آن دانها را بياويزد تا سه روز خشگ شود پس بر گيرند اگر زردى با او باشد آن زردى از ترنج است بستاند شير ترش و آنها را در آن افكند تا آن زردى را به خود كشد و صاف شود و سفيد و لطيف و پاكيزه بفرمان خدا . ايضا بستاند مرواريد و در هاون زجاجى كند و بكوبد و بهر 10 درم از آن 1 درم سيم و 2 درم زر بر نهد و در چاه حل دفن كند تا حل شود و