شمس الدين محمد بن محمود آملي
162
نفائس الفنون في عرائس العيون ( فارسى )
باخلاطش بر هم كنند و باز تصعيد در هفت نوبت و غايتش تا دوازده تا تجفيف و نشف او تمام شود و هر آنچه از او صافى و روح بود . باقى ماند پس اگر قدرى به شرطى كه معتبر است در آن بر مس اندازد مس را به رنگ سيم گرداند چنان كه فرق نماند و از براى رنگ سرخ هيچ نيافتيم كه در اول امر سرخ كننده باشد بلكه هر چيزى كه در سيم و غير آن نفوذ مىكند چنان يافتيم كه اول او را رنك سياهى دهد و گوگرد را چنان يافتيم كه چون سيم را بوى او دهند زرد گرداند . و اگر در او مالند سياه كند و اگر بر سيم اندازند او را بسوزاند و بتجربه دانستيم كه هر چيز كه چيزى را بسوزاند اول او را زرد كند يا سرخ . پس تدبير كرديم كه از چيزهاى كه نقره را بسوزاند رنك زرد كننده از او جدا كنيم . و مقرر است كه هر چيز كه او سوزنده باشد چون او را طبخ كنند اول چيزى كه ازو متحلل شود قوت نارى بود كه در او باشد بواسطة خفت او . پس گوگرد را به آتش نرم چنان كه قوه نارى را تحريك كند و ازو بيرون برد و از جوهر او چيزى نسوزاند و از دهنيت او چيزى جدا نكند ببايد پخت چنان كه جوهر او پاك ماند . و طبخى چنان ميسر نشود مگر در آينه مضاعف چنان كه در آب گرم كه وى را هيچ جوش نبود يا در زير سركين يا در پيش آفتاب يا بر خاكستر گرم و هر چند رفق در او بيشتر باشد از فساد دور تر باشند و بايد در آب اندكى تيزى بود تا اين صبغ جدا تواند كرد و عمل اين آب زيرتر ياد كرده شود . پس او را در اين آب پياپى طبخ كنند و هر بار كه آب سرخ مىشود بر مىدارند و آب نو در آن به ريزند و مىجوشانند و باز چون سرخ مىشود بر مى دارند تا چنان شود كه دروى از صبغ هيچ چيزى نماند .