شمس الدين محمد بن محمود آملي

144

نفائس الفنون في عرائس العيون ( فارسى )

گردن او قوى بود و سينه فراخ و سحنه معتدل . يعنى د حصافت و سمن متوسط بود بايد كه خوش خلق باشد و پستان او مكتنز و شير او معتدل در قوام و مقدار و مايل ببياض و خوش بوى و مايل به حلاوت و بايد كه دايه قريبه الولادة يا بعيدة الولادة نباشد بلكه بتوسط بود و بايد كه فرزند او نرينه باشد و نشايد كه با مرضع مجامعت كنند چه شير او فاسد شود و الله اعلم . فصل دويم در معالجات : بدانكه استعمال دارو يا از داخل بود يا از خارج و استعمال از داخل يا از براى استفراغ بود يا از براى احتباس يا از براى تبديل مزاج و استعمال از خارج يا از براى تبديل نقص چيزى بود . چنان كه داروى تيز بر جاى نهند يا از براى زيادهء همچو داروى منبت يا از براى منع خروج چيزى از بدن يا تغيير مزاج بتقطير و طلا و تكميد و مانند آن و در علاج بادويه 10 چيز لازم بود . 1 - نوع مرض 2 - سبب او 3 - قوت مريض و ضعف او 4 - اعتبار مزاج حادث 5 - اعتبار مزاج طبيعى 6 - سن 7 - عادت 8 - بلد 9 - وقت حاضر 10 - حال هوا . و چون رعايت اين امور كرده باشد شروع در علاج تواند كرد و پيش از آنكه در تدبير بعضى از امراض شروع كنيم به بيان قصد و قى و اسهال و حقنه اشارتى كرده شود . بدانكه قويترين علاجها مر بدن دموي را فصد و حجامت و علت او اگر در سر باشد فصد قيفال در نفع اسرع بود و اگر در اسفل بدن باشد فصد با سليق و اكحل جامع هر دو عرق مذكور است و تاثير حجامت ضعيف چو او جذب خون از عضوي كند كه محجمه برو نهند و از مجاور او و از او تجاوز نكند .