شمس الدين محمد بن محمود آملي
131
نفائس الفنون في عرائس العيون ( فارسى )
چهارم اسودى كه با سپيدى زند و اين دلالت كند بر سوداى بلغمى و طبقه حمرترا چهار مرتبه است : اول اصهب دوم وردى سوم احمرقانى چهارم احمر ا قتم و هر يك از اينها دلالت كند بر غلبه خون و غلبه در هر يكى كه متاخر است بيشتر از متقدم بود و طبقه ابيض را هفت مرتبه است : 1 - مخاطى 2 - دسمى 3 - مائى 4 - فقاعي 5 - منوى 6 - رصاصى 7 - لبني و اين مجموع دلالت كند بر عدم نضج و غلبه برد و ماده بيضا الا آنست كه دلالت بعضى بر زيادتى غلبه بود و دلالت بعضى بر قلت دويم جنس قوام بول چه رقت او دلالت كند بر عدم نضج يا وقوع سده در عروق يا ضعف كليه و مجارى بول با كثرت شرب آب يا شدت برد مزاج يا انصراف ماده غليظه از مسالك بول يا اندفاع رطوبات رقيقه و غلظت او بر كثرت اخلاط يا عدم نضج . و اعتدال او در وقت و غلظت بر نضج تام . سيم جنس صفا و كدورة بول چه كدورت او دلالت كند بر غلبه ارضيت يا ريحى كه مخالط مائيت شود و صفا او بر عدم غلبه ارضيت و اعتدال او ميان صفا و كدورة بر توسط حال چهارم جنس رايحه چه بول اگر عديم الرايحه بود دلالت كند بر افراط برودت يا بر سقوط و اعراض طبيعت از مقاومت مرض و اگر منتن الرايحه بود دلالت كند بر وجود قرحه در آلات بول يا بر عفونت اخلاط در عروق و اگر با رايحهء حموضتى بود دلالت بر حرارة غريبه يا استيلاء برودت كه مقتضى جمود و موجب حموضت بود و اگر رايحه مايل بحلاوت بود دلالت كند بر غلبه خون و اگر نتن قوى بود دلالت كند بر غلبه صفرا . پنجم زبد چه زبد او اگر سياه بود دلالت كند بر يرقان اسود و اگر مايل بشقرت بود دلالت كند بر يرقان اصفر و اگر دير بماند دلالت كند بر لزوجت و اگر زود متحلل شود بر عدم آن .