شمس الدين محمد بن محمود آملي

124

نفائس الفنون في عرائس العيون ( فارسى )

اضداد اينها . ششم اعراض نفسانى و عرض نفسانى يا محرك حرارت بود با خارج بدن اما دفعة واحدة همچو غضب يا بتدريج همچو لذت يا محرك او بود با داخل بدن اما دفعة واحدة همچو خوف يا بتدريج همچو حزن فصل چهارم در علامات و دلايل : بدانكه علاماتى كه دلالت كند بر احوال بدن به دو قسمست يكى آنكه دلالت كند بر مزاج و دويم آنكه دلالت كند بر اخلاط و علامات قسم اول چند چيز است : 1 - لمس چه اگر شخصى معتدل المزاج در هواء معتدل لمس ديگرى كند و سخونت دريابد دلالت كند بر حرارت مزاج آن شخص و اگر برودت در يابد دلالت كند بر برودت مزاج او و اگر نرم يابد دلالت كند بر رطوبت و اگر سخت يابد دلالت كند بر يبوست و اگر منفعل نشود اصلا دلالت كند بر اعتدال مزاج . دوم لحم چه اگر بر اندام او گوشت بسيار بود دلالت كند بر حرارت و رطوبت و اگر اندك باشد دلالت كند بر يبوست . سيم شحم و سمن كه كثرت اين هر دو دلالت كند بر رطوبت و برودت مزاج و در بدن ترهلى باشد و قلت بر حرارت و كثرت لحم با كثرت شحم دلالت بر افراط رطوبت كند . چهارم احوال موى چه سرعت نبات او دلالت كند بر يبس مزاج و افراط در سرعت دلالت بر حرارت و يبس و كثرت آن دلالت كند بر حرارت و قلت آن بر رطوبت و غلظ آن دلالت كند بر كثرت دخانيت و دقت او بر قلت آن و جعودت او دلالت كند بر حرارت و يبس و سبوطت بر ضد آن و صهوبت دلالت كند بر برودت و صفرت و حمره بر قرب از اعتدال و بياض او دلالت كند بر