شمس الدين محمد بن محمود آملي
111
نفائس الفنون في عرائس العيون ( فارسى )
بمعنى آنكه علم بدان بالفعل حاصل باشد . بل بمعنى آنكه ازو قوتى حاصل شود كه استخراج جميع احوال ممكن باشد يا خود گوئيم مراد بعضى از احوال است و لا نسلم كه لازم آيد كه همه اشخاص طبيب باشد . و از سوم آنكه مراد از حفط صحت تحصيل او نيست تا تحصيل حاصل لازم ايد بلكه استبقاى آنست بامورى كه مقتضى بقاى آن بود و مراد از استردادنه آنست كه آن را كه زايل شد بعينه اعاده كنند بلكه مراد اعاده حقيقت صحت است و مثل آنچه بود و حينئذ اعادهء معدوم نباشد . و چهارم آنكه مراد جميع صحتها است و استرداد آن به قدر طاقت بشرى و امكان . و از پنجم آنكه تقدير صحت و مرض بتقدير رعايت اسباب و عدم رعايت آن بود چنان كه در حديث خزيمه از پيغمبر صلى اللّه عليه و إله تصريح فرمود كه حقتعالى و تقدس چنان كه مرض و درد تقدير كرد دوا نيز تقدير كرد و اگر بامثال اين شبهات التفات رود بايد كه هيچكس غذا نخورد و عبادت و خيرات نكند و به تحصيل كمال مشغول نگردد . چه اگر خداى تعالى سيرى و سعادت تقدير كرده باشد به خوردن خيرات و عبادت كردن چه حاجت و اگر گرسنگى و شقاوت تقدير كرده باشد خوردن غذا و عبادت كردن چه فايده . طب دو قسمست يكى نظرى و دويم عملى نظرى آنست كه افاده اعتقاد راى كند بى تعرض بيان كيفيت عمل و عملى : آنست كه درو متعرض بيان كيفيت عملى شده باشد . باب اول در قسم نظرى مشتمل بر پنج فصل .