شمس الدين محمد بن محمود آملي

101

نفائس الفنون في عرائس العيون ( فارسى )

نشانى باشد بر سواعد آلات ذوات اوتار كه دلالت كند بر مخرج نغمه معين و در تقسيم وتر و تعين دساتين و اسامى آن ميان حكيم ابو نصر و صاحب شرفيه خلافست و دساتين بمذهب صاحب شرفيه هفت‌اند بىاعتبار و 8 به اعتبار مطلق 1 مطلق 2 زايد 3 مجتث 4 سبابه 5 وسطى قديمه 6 زلزل 7 بنصر 8 خنصر . فصل دوم در بيان حقيقت پرده و آوازه و تركيب و شعبه پرده در استعمال ارباب عمل بحسب استقراء تام عبارت است از نغمات مرتب به ترتيبى محدود چنان كه بعدى شريف غالبا مستغرق آن بود پس او مرادف جمع باشد . ليكن بعضى از جموع را مثل گردانيا و نوروز و محير و اصفهانك آوازه گويند و بعضى را تركيب مانند نوع دويم از دور بزرك ، گويند كه آندور مركبست از اصفهان و بزرك و مانند نوع سوم چه گويند كه آن مركب است از حجاز و بزرك و صاحب شرفيه در ادوار بر تركيب اعتراض كرده است كه اگر دور را بسبب تركيب از اصفهان و بزرك مركب خوانند چرا نگويند كه رهاوى مركب است از نوروز و حجاز و زنكوله از حجاز و راست است و اينسخن فاسد است چه رهاوى مركب از نوروز و حجاز نيست و زنگوله نيز مركب از راست و حجاز نيست بل بايستى بر اينوجه گفتى كه اگر چنين است چرا نگويند كه زنگوله مركبست از غزال و راست و اصفهان از اصل اصفهان ذو الاربع و راست ذو الخمس . جواب اين آنست كه گوئيم اگر چه در اصطلاحات مناقشه نباشد اذ لكل احد ان يسمى ما شاء بما شاء اما شك نيست در آنكه رعايت مناسب در اسامى پيش