شمس الدين محمد بن محمود آملي

7

نفائس الفنون في عرائس العيون ( فارسى )

مقامات و احوال مختلف باشد چنان كه يكچيز را بعضى حال خوانند و بعضى مقام و شرح احوال آن نيز در فصلى مفرد ياد كرده شود انشاء اللّه تعالى . پانزدهم آنكه از توهم تقرب و تمكين خود در حضرت عزت بر حذر باشد و از حد عبوديت و اظهار فقر و مسكنت تجاوز ننمايد تا به طغيان منسوب نگردد . فصل چهارم [ در آداب سالك ] در آداب سالك و از آن جمله بيست و دو ادب ياد كرده شود . ادب اول آنست كه تا تواند با حق تعالى در سؤال رحمت و مغفرت و عدم تعذيب و معصيت خطاب بامر و نهى اقدام ننمايد ، چه ابراهيم عليه السّلام به وقتى بر عصاة امت خود دعا ميكرد نگفت : اغفر لهم و ارحمهم ، بلكه گفت : و من عصاني فانك غفور رحيم ، و همچنين عيسى عليه السّلام گفت : إن تعذبهم فانهم عبادك و إن تغفر لهم فانك انت العزيز الحكيم ، و نگفت : لا تعذبهم و اغفر لهم ، و همچنين أيوب عليه السّلام گفت : ربّ إنى مسنى الضر و انت أرحم الراحمين ، و نگفت : ارحمني . دوم آنكه اصغاء كلام الهى بر آن وجه كند كه هرگاه بر زبان او يا زبان غيرى جارى گردد كه آن را از متكلم حقيقى سماع كند و زبانرا در ميان واسطه داند . سيم آنكه نفس خود را در ظهور آثار نعمت الهى مخفى سازد چنان كه رسول صلّى اللّه عليه و إله و سلّم فرمود : رويت لى الأرض فاريت مشارقها و مغاربها ، و نگفت فرايت مشارقها و مغاربها . چهارم آنكه اگر بر سرى از أسرار ربوبيّت وقوف يابد و محل امانت و مستودع اسرار شود افشاء آن به هيچ وجه جايز نشمرد ، و إلا از مرتبهء قرب دور افتد ، در خبر است كه : افشاء سر الربوبية كفر . پنجم آنكه اوقات سؤال و دعا و سكوت و سموت را رعايت كند چه هر كه مراعات اين ادب نكند در وقت دعا ساكت باشد يا در وقت سكوت داعى وقت او عين