شمس الدين محمد بن محمود آملي

32

نفائس الفنون في عرائس العيون ( فارسى )

ترقى مىكند . و اختلاف اقوال عرفا در تعريف فنا و بقا مستند است باختلاف احوال سائلان كه هر كس فراخور فهم خود و حال سائل خود جوابى گفته است ، و از فنا و بقا مطلق بسبب عزت آن تعبير كمتر كرده . بعضى گفته‌اند كه مراد از فنا فناى مخالفانست و از بقا بقاى موافقان ، و اين معنى از لوازم مقام توبه نصوح است . و بعضى گفته‌اند فنا زوال حظوظ دنيويست و بقا بقاى رغبت در آخرت و اين معنى لازم زهد است : و بعضى گفته‌اند فنا زوال حظوظ دنيوى و اخرويست مطلقا و بقا بقاى رغبت به حق سبحانه و اينمعنى لازم صدق مودة و محبت ذاتيست . و بعضى گفته‌اند فنا زوال اوصاف ذميمه است و بقا بقاى اوصاف جميله و اينمعنى از مقتضيات تزكيه و تخليه نفس است . و بعضى گفته‌اند فنا غيبتست از اشياء و بقا حضور است با حق و اينمعنى نتيجه سكر است ، و صاحب عوارف گفته : الفناء المطلق المطابق هو ما يستولى من أمر الحق سبحانه على العبد فيغلب كون الحق على كونه العبد ، و حقيقت مطلق فنا اينست . و فنا دو نوع است فناى ظاهر و فناى باطن فناى ظاهر فناى افعال است و صاحب اين فنا چنان مستغرق بحر الهى شود كه نه خود را بيند و نه كردار خود را ، و بعضى از سالكان در اينمقام مانده‌اند نه خورده و نه آشاميده تا آنگاه كه حق سبحانه و تعالى كسى را بر ايشان گماشته است كه بطعام و شراب ايشان قيام نمايد . و أما فناء باطن فناء صفاتست و فناء ذات و صاحب اين فنا گاه در مكاشفه صفات قديمه غرق فناء ذات خود بود ، و گاه در مشاهده آثار عظمت ذات قديم غرق فناء ذات خود تا چنان وجود حق تعالى برو مستولى و غالب شود كه باطن او از جمله وساوس