شمس الدين محمد بن محمود آملي

26

نفائس الفنون في عرائس العيون ( فارسى )

مقام دهم رضاست و مراد برضا رفع كراهيت و استحلاء مرارت احكام قضا و قدر است و از اين تفسير محقق شود كه مقام رضا بعد از عبور بر منزل توكل تواند بود ، چه شايد كه با يقين سابقه قسمت و توكيل قسام شايبهء كراهت ثابت باشد و مرارت احكام در مذاق حلاوت ندهد . و اين مقام نهايت مقامات سالكانست و كدام مقام ورآء او تواند بود كه كسى كه در محل رضاء رحمان درآيد آنجا كه نظر رضا باشد سيئآت همه حسنات نمايد . و عين الرضا عن كل عيب كليلة و كدام حال خوشتر از آن كه كسى را هرگز مكروهى نرسد قال علي عليه السّلام : من جلس على بساط الرضا لم ينله مكروه . فصل هفتم [ در بيان حالات سالك ] در بيان حالات سالك ، بدانكه از جمله حالات يكى محبت است كه بناى جمله احوالات عاليه ازوست ، و از آنجهت كه محبت موهبتى است خاص كه آن ميل روحست بمشاهدهء جمال ذات و محبت عام بسبب ممازجت باغراض شرابيست حامل صفا و كدورت و لطافت و كثافت و محبت خاص به جهت تنزه از مخالطت أغراض همه صفا در صفا و لطافت در لطافت و خفت در خفت . و چون حقيقت محبت رابطه‌ايست از روابط اتحاد كه محب را بر محبوب بندد ، و جذبه‌ايست از جذبات محبوب كه محب را به خود ميكشد و بتدريج او را از تمامت صفات منسلخ گرداند ، و آنگاه ذات او را بقبضه قدرت ازو بربايد و بدل آن ذاتيكه شايستگى اتصاف بصفات خود دارد به دو بخشد ، و بعد از آن صفات او داخل آن ذات متبدل شود چنان كه جنيد گفت : المحبة دخول صفات المحب على البدن من المحب ، و سر فاذا احببته كنت له سمعا و بصرا از اينجا معلوم گردد كه حقيقت شعر :