شمس الدين محمد بن محمود آملي
26
نفائس الفنون في عرائس العيون ( فارسى )
شود و تفصيل آنكه هر حرفى را از حروف متصله كه مد او حسن باشد بكشد ، و مدّ هر حرف جهت سه چيز تواند بود از براى تحسين كلمه مثل ميم محمد يا از براى ازالت اشكال مثل سين سبع يا از براى تمامى سط همچون نون عالمين و در هر يكى از اين سه سه صورت است بر اين وجه محمد محمد محمد سبع سبع سبع عالمين عالمين عالمين اول اصوب دوم صواب سوم خطا . و در خط متبع مقدار طول الف كمتر از شش نقطه نشايد و هر دو طرف وحشى و انسى قلمرا در كتابت او مدخل باشد در نيمه بالا بانسى و در نيمه زيرين بوحشى تا مركز الف كه آخر است باريكتر باشد و گويند شكل الف خطى است منتصب مستقيم كه مايل به استلقاء و انكباب باشد و مقدار طول با نيز شش نقطه است و نوشتن او به طرف انسى و بايد كه هر دو طرف در كشيدن برابر باشد اما طرف آخر قدرى باريكتر و او شكلى است مركب از دو خط منتصب و مسطح و مقدار سر جيم سه نقطه است و دايرهء او مؤلف است از دو رآء يكى مطرود و ديگرى معكوس ، و سر جيم را بوحشى قلم نويسند و دايرهء او را بوحشى و انسى ، گويند او شكليست مركب از دو خط مقوس و منكب و بعضى گويند اول منكب است و دوم مقوس و مذهب اول بهتر است تا فرق ميان او و حا ظاهر شود در نيمهء دائره . دال گويند در اصل الف بود خم كردند دال شد ، و بايد كه هر دو طرف او متساوى بود مقدار سر او از آخر او در نگذرد الا بايد كه آخر او اندكى باريكتر بود و مقدار كشيدن او از آخر بايد كه به مقدار نيمه الف باشد و گويند او مركب است از دو خط يكى منكب و ديگرى مسطح . و اصل ها ، چون در اول افتد يا وسط ، آنست كه همچو دالى بود به دو نيمه كرده ، چنان كه دو دال شود مطرود و معكوس در محقق و ثلث ، و در نسخ اول معكوس بود و دوم مطرود برين وجه . . . . واو بلندى سر او دو نقطه است و گفتهاند بياض سر او بايد كه شبيه تخم سيب باشد و طرف آخر او پنج نقطه است بوحشى قلم و بانسى و بوسط هر دو بايد نوشت واو مركبست از سه خط منكب و مستلقى و مقوس ، و مقدار سر زاى دو نقطه است و گفتهاند كه سر او بايد ربع مجموع او باشد ، از