شمس الدين محمد بن محمود آملي
مقدمهء مؤلف 4
نفائس الفنون في عرائس العيون ( فارسى )
چون داراى هوش سرشار ، و زيركى ، و قوّه حافظه منحصر بفرد بود ، مورد علاقه و محبّت و احترام بيش از حدّ استاد قرار گرفت ، تا جائى كه مورد حسادت و هجوم و حمله واقع شد ، گويد : به سختى دل شكسته شدم و گريه كنان به طرف منزل رهسپار گرديدم . و در بين راه با خدا مناجات كردم و سخنانى گفتم ، از جمله گفتم ، خدايا ؛ تا پايان عمرم دل مرا از بغض و عداوت و كينه ديگران پاك نگهدار ؟ خدايا ؛ توفيق تحصيل علم به من مرحمت كن تا آنجائى كه جزو خدمتگزاران باشم ، باشد كه بدين و بعلما و مردم خدمت كنم . و در تحصيل علوم سخت كوشا بود ، و پيوسته اين شعر كه از سرودههاى خود او است ميخواند : بهوس راست نيايد بتمنّى نشود * أندر اين راه بسى خون جگر بايد خورد و جدّ او بنام : محمّد ، از أهل روستاى خوران شهرستان ايوان استان ايلام بوده . و متأسّفانه اصحاب تراجم و ارباب رجال بسيار اندك از شرح أحوال او نوشتهاند ، كه از جمله آنها : علّامه شهيد سنه : 1019 قمرى قاضى سيّد نور اللّه شوشترى أعلى اللّه مقامه الشّريف در : ج 2 . ص 213 ، مجالس المؤمنين چاپ چاپخانه و كتابفروشى اسلاميّه تهران ، و روضات الجنّات در ذيل شرح أحوال علّامه حلّى قدّس سرّه ، و علّامه آغا بزرگ تهرانى قدّس سرّه در : طبقات أعلام الشيعة في المأة الثامنه ص : 203 ، گويد : يكى از كسانى است كه بيشترين تدريس علوم را داشته در مدرسة السّياره كه از خيمههاى كرباسى ساخته بودند در كرمانشاه بأمر شاه خدا بنده بعد از مستبصر شدن و گرايش بمذهب حقّه شيعه اثنى عشرى ، و هميشه با اردو ميگردانيدند .