شمس الدين محمد بن محمود آملي
مقدمه 12
نفائس الفنون في عرائس العيون ( فارسى )
ميكنند و امثال ابن سينا و فارابى و ملاصدرا را كافر ميشمارند و هر دو طائفه دين را خاص طبقات پست مردم ميدانند و حشويه در صدد هدايت عقلا و بزرگان نيستند ، علماى اسلام بر خلاف طريقه آنان همت بر راهنمائى طبقه عاليه گماشته علوم آنانرا مىآموختند كه منسوب بجهل نباشند و در عين حال مقلد حكما و فلاسفه نبودند هر چه موافق عقل مىيافتند مىپذيرفتند و اخبار آحاد را جز در مسائل فقهى حجت نميدانستند ، اما حشويه در هر چيز حتى در تاريخ و جغرافيا و هيئت و طب و تشريح باخبار آحاد و ضعيف تمسك ميكنند . و علامه حلى ( ره ) در كتاب نهاية الاصول گويد ( ملاحده عمدا اخبارى جعل كرده و در كتب حديث گنجانيدند تا صورت دين را زشت گردانند و آن را باطل جلوه دهند ) و امروز هم آن اخبار مجعوله وسيله استهزاء ملاحده و برهان بزرگ آنان در تضعيف عقايد و ايمان مردم است و اگر گوئيم زيان اين متدينين جاهل از دشمنان بيش است گزاف نگفتهايم غزالى در كتاب تهافت الفلاسفه گويد جماعتى كه از روى جهل منكر اصول بديهيه و مطالب برهانى يقينى ميگردند و آنچه را از تجربه و علوم رياضى ثابت شده است مانند كسوف و خسوف بسبب حيلوله زمين و امثال آن مخالف دين ميشمارند بدين زيان ميزنند چون اهل فن شك در صحت علم خويش ندارند بلكه اگر بآنها گوئى دين مخالف علم تو است شك در صحت دين ميكنند و بسا مردم جاهل كه يارى آنها از دين موجب زيان است و بسا دوستان جاهل كه ضررشان از دشمن بيش است . ترجمه مؤلف اصحاب تراجم و ارباب رجال مشهور در شرح حال مؤلف چيزى نياوردهاند الا آنكه قاضى نور اللّه ششترى در مجالس المؤمنين گويد : المولى المتبحر شمس المله و الدين محمد الاملى رحمه اللّه اظهار عرض و طول فضل او در معقول و منقول طولى دارد و در زمان الجايتو