شمس الدين محمد بن محمود آملي
مقدمه 7
نفائس الفنون في عرائس العيون ( فارسى )
صاحب رأيند و افعال مردم بعلوم گوناگون پيوسته است و رواج علوم در ميان مسلمين بيشتر بسبب احتياج علماى دين بود ، صرف و نحو و لغت آموختند تا كتاب و سنت را نيك ياد گيرند و لفظ و معنى آن را از تصحيف و تصرف نگاهدارند و معانى و بيان براى درك لطائف و فصاحت و بلاغت و اعجاز قرآن است و تاريخ و رجال و سير براى حفظ آثار بزرگان دين كه قول و عملشان براى ديگران حجت است . براى اثبات اصول دين و معارف بعلم كلام پرداختند و اختلافات در مسائل بسيار ميان فرق مسلمين حادث شد مانند حدوث قرآن يا قدم آن و قضا و قدر و جبر و تفويض و حسن و قبح عقلى و امامت و اتحاد صفات واجب و امثال آن ، ناچار گشتند از اصطلاحات فلسفه اقتباس كنند و طرق استدلال منطقى به كار برند ، منطق و فلسفه آموختند و آراء حكماى سلف را گاهى موافق اسلام يافتند و گاه مخالف و براى نقض مخالفين ناچار گشتند طرق جديد به كار برند و از اين روى علم كلام با اين طول و بسط مشتمل بر مسائل فلسفى و منطق و اصطلاحات دقيق پديد گرديد و براهين علمى مانند نفى تسلسل و ابطال لا يتناهى و برهان سلمى و تطبيق و امثال آن به كار آمد . آنگاه فقهاء براى حل و فصل قضايا و دعاوى و انجام معاملات و و تقسيم مواريث و حل شركتها به حساب و مساحت محتاج گشتند و علوم رياضى را از جمله حوائج خود يافتند و بدان پرداختند و چون مسلمانان در نماز و ذبح و بسيارى احكام ديگر حاجت بدانستن جهت قبله داشتند ، و سفر حج از همه اصقاع عالم بر آنان واجب بود ، در راه بهر منزلى كه فرود ميآمدند بايد قبله را بشناسند و آن را بىوسيله آلات و ادوات نجومى نتوان شناخت و با ندانستن طول و عرض بلاد و اماكن شناختن جهات ميسر نگردد ، و ستارگان به حكم آيه قرآن و بالنجم هم يهتدون در سفر دريا و خشكى رهنماى ملاحان و كاروانان است ناچار علم جغرافيا و طول و عرض مساكن و علم هيئت و نجوم رونق گرفت و جماعتى وقت خويش را صرف تكميل اين علوم كردند و بالجمله چون نيك بنگرى همه علوم كه ميان مسلمانان رائج گشت از احتياج فقها و مردم ديندار ناشى است و ببركت احكام اسلام