ابو نصر فراهى

26

نصاب الصبيان ( فارسى )

زَنيم سِند دَعى نيز هم بَذّى بيشرم * رَسيل همره ، بَعلَه زن و نَجّى همراز كَليم همسخنست و حَريف هم‌پيشه * قَرين نَديم بود همدم و شَريك انباز اكيل همخور و همكاسه و سَمّى همنام * رَفيق يارِ مُوافِق عَشير چه همساز * * * فى بحر الرمل المثمّن المقصور اى قَدَت سرو خرامان وى رُخت ماه تمام * بار ديگر ساز در بَحرِ رَمَل سير و مَقام فاعِلاتُن فاعِلاتُن فاعِلاتن فاعِلات * همچو بُلبُل بعد ازين اين قطعه برخوان صبح و شام قَرم و غِطريف و حُلاحِل سَيِّد و رَأس و هُمام * مهتر است و دست صَدر و شَئ چيز و اسم نام عَقوَه ساحَت امر كار و قَول گُفت و فِعل كرد * جَنب پهلو جار همسايه نگهبان سَطح بام