ابو نصر فراهى

17

نصاب الصبيان ( فارسى )

فول باشد باقلا و ذُرَّة ارزن سُلت جو * پس عَدَس دان دانچه مَجّ ماش و چون يَحمْوُم دود راز يانَج باديان سُكّ بوى خوش اذخِر فريز * نَثر « 1 » و شَتّى را پراكنده شمر مَجموُع كود تاجِر آنسالار بازرگان و فاجِر نابكار * صاعِد آن مردى كه بالا ميرود هابِط فرود * * * فى بحر المجتثّ المثمّن المقصور چو دل بپردهء عُشّاق بركشد آهنگ * ببحر مُجتَث خواند غَزَل بنغمهء چنگ مَفاعِلْن فَعَلاتْن مَفاعِلْن فَعَلات * بگوى گر بودت عقل و دانش و فرهنگ سعال سرفه و سُرعَت شتاب و لَبث درنگ * قَصير كوته و واسِع فراخ و ضَيّق تنگ هِلال ماه نو است و قَمر مه و قَمراء * شُعاع او زَهَر و صِبغ چه شكوفه و رنگ

--> ( 1 ) ن - ل : نشر