ابو نصر فراهى
13
نصاب الصبيان ( فارسى )
رَخيض شسته دَنِس شوخَكن بَرى بيجُرم * ذَلول رام وَسِن خفته و يَقظِ بيدار عَوان و ثَيّبِ : كالم عَروُب شوهر دوست * قِرام پردهء باريك نِسَع بود چه نوار مُراح جاى شتر مَربَض است جاى غَنَم * كِناس دان و وِجار آنِ آهو و كفتار قَضيم دان جو خر مَعْلَفُ ارِىّ آخور * عَلِيقَه توبره نِشوار و جِرّهَ چه نشخوار * * * فى بحر المجتثّ المثمّن المحذوف بريز در صَدفِ خاطر اى هنرپرور * ز بحر مُجتَث دلكش سفينههاى گهر مَفاعِلنُ فَعَلاتٌ مَفاعِلُن فَعَلنُ * بخوان ز بعد وى اين قِطَعهء نِصاب از بر قَريب و رُكْن و حَميم است خويش و ابن پسر * وَليد و طِفل بچه امّ و وِالدِهَ مادر