جعفر بن أبى إسحاق دارابى كشفى
97
ميزان الملوك والطوائف وصراط المستقيم في سلوك الخلائف ( فارسى )
باب صفت قهر و غيرت بر حق مىباشد ، حاصل نمىشود مگر به سلطنت و ملكت . و در تكميل صفت رحمت ، عطوفت ، مملكت و كثرت رعيت كه معنى سلطنت است ، بايد باشد تا آنكه محل رحمت و عطوفت باشد و بسيار باشد و سلاطين رحمت و عطوفت خود را اظهار كنند و به مستحقين آن برسانند . و در تكميل صفت همت كه گذشتن از لذات ، زينت ، زخارف دنيا و ماسوى اللّه است و آن صفت غناء عن الاشياء است كه صفت خداوندى است نه استغناء بالاشياء كه صفت مخلوق است و آن را در مخلوقات و در انسان نيز به اسم زهد در دنيا نامند . بايد كه مال ، نعمت ، ثروت ، قدرت ، ظفر بر مقاصد و مرادات و انواع تنعّمات كه حاصل نمىشود مگر به سلطنت بوده باشد و به آنها هيچ كدام التفات نكند و از هيچگونه تمتّع بشرى ، حيوانى ، بهيمى و سبعى استمتاع ننمايد و از همه بگذرد و در همه زاهد گردد و در خداى تعالى و امر آخرت راغب گردد و ابراهيم وار إِنِّي وَجَّهْتُ وَجْهِيَ لِلَّذِي فَطَرَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ حَنِيفاً وَ ما أَنَا مِنَ الْمُشْرِكِينَ « 1 » را صفت و پيشه خود نمايد و صفت همت و زهد خود را سليمانوار به سر حد كامل برساند . چنان كه شنيدهاى كه آن جناب با آن همه سلطنت ، مكنت و نعمت به همت كامله خود از همه آنها روى بر تافت و زهد را شيوه خود ساخت و بدست مبارك خود زنبيل مىبافت و از بهاء آن لقمهء بىتكلّف حاصل مىكرد و درويش شكسته حالى را به دست مىآورد و آن لقمه را با او صرف مىنمود و مىگفت « مسكين جالس مسكين » « 2 » اينها همه منفعت مملكت و سلطنت و سلوك راه حق و حكمت سؤال نمودن سليمان است از خداوند ملك و پادشاهى را . پس دانسته شد كه سلطنت و مملكت و ساير انواع دنيادارى ، اسباب و معين بر
--> ( 1 ) . انعام : 79 ( 2 ) . بحار 14 : 83 ، ب 5