جعفر بن أبى إسحاق دارابى كشفى

88

ميزان الملوك والطوائف وصراط المستقيم في سلوك الخلائف ( فارسى )

و قسم ديگر از ملوك آن است كه سلطنت ، مملكت و تدبير او در عالم باطن دنيا مىباشد و در صورت و ظاهر دنيا هيچ آثار سلطنت ندارد . مثل سلطنت حضرت خضر ، الياس ، اوتاد اربعه جهاتيه و اقطاب سبعه اقليمه و نقباء اثنا عشريه بروجيه و ابدال اربعينه رجبيه و امثال آنها و حديث « ان للّه ملوكا تحت اطمار » در شأن اين قسم مىباشد . يعنى به درستى كه از براى خداوند پادشاهانى مىباشند كه در زير لباس كهنه و پاره مىباشند . بر در ميكده رندان قلندر هستند * كه ستانند دهند افسر شاهنشاهى و قسم ديگر از ملوك آن است كه مملكت و سلطنت او در عالم ظاهر و باطن هر دو مىباشد . چون سلطنت حضرت يوسف ، داود ، سليمان ، موسى ، عيسى ، خاتم النبيين و ائمه طاهرين صلوات اللّه عليهم اجمعين و بعد از آنها سلاطين ، ملوك ، منزويان و اولياء الهى كه در علم و معرفت و عمل كامل بوده‌اند و مىباشند با تفاوت مملكت و سلطنت ايشان در تماميت و نقصان و يا زيادتى سلطنت ظاهره بر باطنه يا زيادتى باطنه بر ظاهره و يا با زيادتى باطنه بعضى بر باطنه ديگرى ، مثل سلطنت خاتم النبيين و ائمه طاهرين اثنى عشر صلوات اللّه عليهم اجمعين ، كه سلطنت ظاهريه ايشان بالنسبه به باطنه كمتر بوده است و سلطنت باطنه و پادشاهى ايشان بر بواطن تمام عوالم دنيا و آخرت و مبدأ و معاد و بر جميع موجودات بوده است و مىباشد و اين مقصود از اين آيه است كه أَمْ يَحْسُدُونَ النَّاسَ عَلى ما آتاهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ فَقَدْ آتَيْنا آلَ إِبْراهِيمَ الْكِتابَ وَ الْحِكْمَةَ وَ آتَيْناهُمْ مُلْكاً عَظِيماً « 1 » بر پادشهان همه شهنشاه * خوش مرتبهء خوشى است و اللّه معنى حديثى كه در شأن خود فرموده‌اند كه « نحن السادة فى الدنيا و الملوك فى الاخرة » « 2 » چونكه معنى اصل باطن عالم كون ، فساد و باطن هر چيزى مىباشد و معنى اين چند بيت است كه بعضى از مدّاحين عرب در شأن آن جنابان و طايفه دوّم از ملوك گفته‌اند و سفته‌اند .

--> ( 1 ) . نساء : 58 ( 2 ) . بحار 44 : 93 ، ب 20 ، تاريخ امام مجتبى ( ع ) « نحن و اللّه الملوك و الساده »