جعفر بن أبى إسحاق دارابى كشفى
76
ميزان الملوك والطوائف وصراط المستقيم في سلوك الخلائف ( فارسى )
از براى شما بندگان ، تا آنكه آن ذره نگاه دارد شما را از ضرب شمشير و غير آن ، در حال محاربه با يكديگر . پس آيا شما شكر اين نعمتها را مىكنيد ؟ و سيرت ساير انبياء و اوليا خصوصا ائمه هدى صلوات اللّه و سلامه عليهم اجمعين را البته شنيدهايد كه اشتغال ايشان به تكسبات ، زراعات ، تجارات ، اطعام مردمان و به فريادرسى به يتيمان و بىكسان و بيوه زنان و اموراتى كه همگى از امر تربيت و تدبير امر معيشت و دين ، مبدء و معاد مردمان و تعمير روى زمين و امنيت عباد اللّه و تعمير بلاد اللّه داشته است ؛ بيشتر از اشتغال ايشان به نماز و روزه بوده است . حتى آنكه سعى ايشان در خلطهء با مردمان ، زيارت اخوان و عيادت بيماران ، حضور در جنايز و اعانت نمودن بر مسافرين و مترددّين و غرباء و تسلى دادن مهمومين و مغمومين و اصلاح بين المسلمين و امثال اينها كه مدخليتى كلى در اظهار ربوبيت خداوند و امر خلافت دارد بيشتر بوده است . و در احاديث تحريض و ترغيب به آنها ، زياده بر حد شده است حتى اينكه « من زار مؤمنا فكانما زار اللّه » « 1 » وارد شده است . خداوند فرمودهء به حضرت موسى كه من بيمار شدم و عيادت من نكردى « 2 » و مقصود از عيادت نمودن بيماران ، بندگان او بوده است كه با اين نوع از مكالمه تحريض و ترغيب در آن شده است و اما رفتن به سفر حج و زيارات و دادن خمس و زكات و امر به معروف و نهى از منكر و اقدام بر آنها ، همگى از جمله عبادت به معنى قيام به شيوه خلافت مىباشد خصوصا سفر حجّ ، و مثل نماز و روزه نمىباشد . چنان كه در آيه لِيَشْهَدُوا مَنافِعَ لَهُمْ « 3 » و در احاديث به خصوص سفر در حج تحريض به منافع آن از براى بندگان و نظام امر ايشان شده است .
--> ( 1 ) . خصال : 127 ( 2 ) . بحار ، ج 71 : 368 : 65 باب 23 ( 3 ) . حج : 29