جعفر بن أبى إسحاق دارابى كشفى
73
ميزان الملوك والطوائف وصراط المستقيم في سلوك الخلائف ( فارسى )
براى صاحب مرتبه خلافت ، و اصل گردد و اين معنى آيه ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ « 1 » مىباشد . و از اينجاست كه در حديث ، مفصلا و مرتبا وارد شده است كه « خلق اللّه الخلق كى يعرفوه فاذا عرفوه عبدوه و اذا عبدوه استغنوا به عمّن سواه » « 2 » پس عبادت اصليه ، قيام نمودن به وظيفه خلافت و مشغول شدن به هر كارى است كه دخل در تدبير و تربيت امور بندگان داشته باشد و از اينجاست كه وارد شده است كه در حق شخصى كه متوجه امر معيشت شخص عابد و گوشهگيرى بوده است ؛ آنكه عمل او افضل است از عبادت آن عابد و ايضا از اينجاست كه قطع نمودن طواف و نماز يا اختصار نمودن در نماز ، به جهت حاجت مؤمن و گذرانيدن امور مردمان ، جايز بلكه مستحب ، بلكه در بعض موارد ، واجب مىباشد و قصر نماز و روزه در سفر و استحباب اختصار در نماز جماعت نيز از اين جهت است . و در حديث است كه مخاطبه نمود خداوند با حضرت موسى عليه السّلام كه يا موسى هرگز كارى براى من كردهاى ؟ پس آن حضرت هريك از اعمال نماز ، روزه ، حج و امثال آنها را كه عرض نمود . فرمودند : براى نجات و خير خود كردى و بالاخره فرمودند : كارى كه از براى من كرده باشى اطعام دادن گرسنگان ، نوشانيدن تشنگان ، پوشانيدن برهنگان ، كارگذرانى و قضاء حوائج بندگان من است . از اينجاست كه وارد شده است عالمى كه منتفع شوند مردمان به علم او ، افضل از هفتاد عابد مىباشد « 3 » و حديث « احبّ الخلق الى اللّه انفعهم لعباد اللّه » « 4 » در سابق دانستى و حديث يك قضاء حاجت مؤمن ، افضل از ده طواف مىباشد . « 5 » و شنيدى در حديث نبوى است كه نشستن يك ساعت ، نزد عالم در مذاكره و تعلّم علم ، احب است به سوى خداوند ، از صد هزار ركعت نماز ، يعنى غير فريضه ، صد هزار
--> ( 1 ) . ذاريات : 56 ( 2 ) . علل الشرايع ، ج 1 : 9 ، باب 9 ( 3 ) . كافى ، ج 1 : 33 / 8 ( 4 ) . بحار ، ج 93 : 160 ( 5 ) . كافى ، ج 2 : 194 / 6