جعفر بن أبى إسحاق دارابى كشفى

69

ميزان الملوك والطوائف وصراط المستقيم في سلوك الخلائف ( فارسى )

أَ لَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ يَسْجُدُ لَهُ مَنْ فِي السَّماواتِ وَ مَنْ فِي الْأَرْضِ وَ الشَّمْسُ وَ الْقَمَرُ وَ النُّجُومُ وَ الْجِبالُ وَ الشَّجَرُ وَ الدَّوَابُّ وَ كَثِيرٌ مِنَ النَّاسِ وَ كَثِيرٌ حَقَّ عَلَيْهِ الْعَذابُ وَ مَنْ يُهِنِ اللَّهُ فَما لَهُ مِنْ مُكْرِمٍ إِنَّ اللَّهَ يَفْعَلُ ما يَشاءُ . « 1 » در حق بنى آدم به خصوصه ، فرموده است كه لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسانَ فِي أَحْسَنِ تَقْوِيمٍ ثُمَّ رَدَدْناهُ أَسْفَلَ سافِلِينَ إِلَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ فَلَهُمْ أَجْرٌ غَيْرُ مَمْنُونٍ « 2 » معنى آيهء اول اين است كه آيا نمىبينى اى بيننده و نظركننده آنكه خداوند عزّ و جل را اطاعت مىنمايد و سر انقياد را به پيش مىاندازد از براى او ، هر مخلوقى كه در آسمانها و هر مخلوقى كه در زمين است و آفتاب و ماه و كواكب كه از جمله مخلوقات آسمانهاست و كوهها ، درختها ، حيوانات و هر جنبده ، كه از جمله مخلوقات زمين است و بسيارى از مردمان و بنى آدم و بسيارى از آنها ثابت شده است و قرار گرفته است بر ايشان سخط و عذاب و خذلان خداوندى و از مرتبه اطاعت و خلافت خداوند خود سرپيچيده‌اند و كسى كه خداوند او را اهانت نمايد و ذليل گرداند و او را از مرتبه اطاعت و خلافت خود بيندازد ؛ پس نيست از براى او اكرام نماينده‌اى و اعزازكننده‌اى ، چونكه تمام اكراه و عزّتها و مرتبتها بسته به اطاعت و خلافت نمودن مر خداوند مىباشد به درستى كه خدا مىكند آنچه را كه مىخواهد . بعضى را ، توفيق به مرتبه خلافت و اطاعت مىدهد و بعضى را به خذلان و به خود وا مىگذارد و او را از عزت مرتبه و اطاعت و خلافت مىاندازد چونكه خواست خدا ، تابع علم او مىباشد و توفيق را رفيق كسى كرده است كه علم دارد به قبول كردن او و خذلان را نصيب كسى نموده است كه علم دارد به قبول نكردن او . و معناى آيه دوم اين است كه به تحقيق كه خلق نموديم انسان را در نيكوتر تقويم و بهتر خلقتى كه همان عالم فطرت و مرتبه خلافت او مىباشد . بعد از آن اندك به اندك و به تدريج او را آورديم به عالم خاكى ، به اسفل سافلين عالم طبيعت و بر همان حال و در همان عالم ، او را واگذارديم و به سبب قبول نكردن او ، مرتبه خلافت را ، او را به خذلان

--> ( 1 ) . حج : 18 ( 2 ) . تين : 4 - 6