جعفر بن أبى إسحاق دارابى كشفى

66

ميزان الملوك والطوائف وصراط المستقيم في سلوك الخلائف ( فارسى )

كشتى از حيوانات و بنى آدم و گردانيديم آنها را خليفه خود در زمين ، و غرق نموديم آن ديگران را كه تكذيب نمودند آيات ما را و به حق خلافت و سيرت عدل سلوك ننمودند و فرموده است كه أَمَّنْ يُجِيبُ الْمُضْطَرَّ إِذا دَعاهُ وَ يَكْشِفُ السُّوءَ وَ يَجْعَلُكُمْ خُلَفاءَ الْأَرْضِ أَ إِلهٌ مَعَ اللَّهِ قَلِيلًا ما تَذَكَّرُونَ « 1 » يعنى آيا كسى است كه اجابت مىنمايد مضطر را در وقتى كه بخواند خداوند را و كسى ، بر طرف مىنمايد بديها را از شما و مىگرداند شماها را خليفه خود در زمين . آيا در اين كردارها ، خدايى و شريكى با خداوند مىباشد ؟ بسيار ، كم متذكر مىشويد و هوش‌دار نمىگرديد . و اجابت دعا و رفع نمودن بليّه‌ها را ، در اكثر موارد ، به قدرت و عمل خود و ديگران نسبت مىدهيد و قدرى مىشويد و شريك ، از براى خدا قرار مىدهيد و حال آنكه آنچه از شماها سر مىزند و در رواج كار خود به سببيّت و به خلافت از خداوند مىباشد و رواج‌دهنده ، خود خداوند است و احدى با او نيست و نبوده است و نخواهد بود . مثل اينكه عملها و كردارها كه به جوارح و اعضاى شما به ظهور مىرسد در نزد تأمل و تذكر ، مىفهميد كه عمل و كردار از روح و نفس شماست و جوارح و اعضا ، سبب و خليفه روح مىباشند و آنها اين عملها و كردارها نكرده‌اند . مگر بر وجه سببيّت و خلافت و آنها را شريك روح نمىدانند پس همچنين به مضمون قُلْ كُلٌّ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ « 2 » همهء حوادث ، فيوضات ، اجابت دعوات ، رفع بليّات ، رزق دادن و ساير امور را از خداوند بدانيد و اشخاصى كه در عالم حس شما ، مباشر امور مىباشند ، آنها را سبب و خليفهء خداوند بدانيد نه شريك با او ، چنان كه در صورتى كه مباشر امور از غير بنى آدم باشد از سماويّات و ارضيات مثل آفتاب ، ماه ، زمين ، آب ، آتش ، باد و ساير جمادات و حيوانات ، در آن مواقع ، آنها را سبب و خليفه مىدانيد و امور را از آنها نمىدانيد و آنها را شريك خداوند قرار نمىدهيد . و از اينجاست كه شخصى در حضور امام عليه السّلام گفت كه اگر فلان كس نبود فلان امر من

--> ( 1 ) . نمل : 64 ( 2 ) . نساء : 81