جعفر بن أبى إسحاق دارابى كشفى

42

ميزان الملوك والطوائف وصراط المستقيم في سلوك الخلائف ( فارسى )

فرموده خداوند كه إِنَّ رَبِّي عَلى صِراطٍ مُسْتَقِيمٍ « 1 » نيز معنى اين است كه پيغمبر صلّى اللّه عليه و إله و سلّم مىفرمايد كه به درستى كه پروردگار من بر صراط مستقيم است . يعنى در همه صفات ، كردار ، گفتار ، قضا و قدر و مشيت بر طريقه عدل و عدالت مىباشد و از افراط ، تفريط ، جور و اعتساف ، منزه و برى مىباشد و عكس جور و اجحاف كه معنى عدل است ؛ نيز انصاف گويند و معنى آن نصف و نصف و همسان كردن و همان معنى عدل و عدالت مىباشد . و از اين تقريرات معلوم مىشود كه محلّ استعمال عدل و عدالت ، هميشه بايد كه دو يا بيشتر و مشترك ما بين جمعى باشد و هر كجا كه جمعيت بيشتر است ، لزوم و وجوب عدل و عدالت در آنجا بيشتر و شديدتر مىباشد و از اين سبب است كه استعمال آن در ما بين حقوق الناس و در سلوك با جمعيت و رعيت ، بيشتر از استعمال آن در حق نفس و حق خداوند تبارك و تعالى مىباشد . پس استعمال و وجوب و لزوم آن در حق هركس كه ، رعيت و مملكت آن بيشتر است ؛ بايد كه بيشتر و شديدتر باشد و چونكه تمام ما سوى اللّه رعيت و مملكت خداوند مىباشند ؛ صفت عدالت و اسم عدل در حق خداوند ، اقدم ، اولى ، اشدّ و اكثر مىباشد و بعد از آن در حق رسل و ائمه عليه السّلام و بعد از آن در حق علماء ، اهل وعظ ، قضا ، فتوى و سلاطين و حكام و بعد از آن ، در حق ارباب دولت و نعمت و بعد از آن ، در حق اهل زراعت ، تجارت ، حرفت و صناعت و بعد از آن ، در حق سايرين با تفاوت و بسيارى و كمى رعيّت و مملكت آنها . احدى نمىباشد كه بلارعيت و بلامملكت باشد حتى يك شخص فريد و وحيد نسبت به جوارح و اعضاى خود ، صاحب رعيت و مملكت است و بايد كه در ميان آنها به عدل و عدالت سلوك نمايد . و از اينجاست كه در حديث ، از امام جعفر صادق عليه السّلام وارد شده است كه : « كلّكم راع و

--> ( 1 ) . هود : 56