جعفر بن أبى إسحاق دارابى كشفى
27
ميزان الملوك والطوائف وصراط المستقيم في سلوك الخلائف ( فارسى )
فراوان مىداد و در چارچوب اين انديشه ، گاه قربانى كردن بسيارى از اصول بنيادى را در راه جلوگيرى از نابسامانى و تباهى مجاز به شمار مىآورد . و در نهايت حائرى معتقد مىشود كه مرحوم كشفى « به سوى مشروعيت دادن به حكومت پادشاه حتى ستمكاران آنان و همكارى شاه و مجتهد گرايش بسيارى » دارد . هرچند حائرى در « باز كردن باورهاى » كشفى دقت بسيارى نموده است . لكن به نظر مىرسد برداشتهاى وى مبتنى بر مجموعهء آثار او نيست و چنانچه در كتاب نخستين روياروئيها آمده ، نويسنده از مجموعه آثار كشفى ( قريب به 17 اثر ) تنها به سه اثر وى يعنى ميزان الملوك ، تحفة الملوك و اجابة المضطرين دسترسى داشته است . علاوه بر اين حائرى بدون توجه به جهانبينى و فلسفه تاريخ كشفى - كه از مفصلترين بحثهاى « عقل و جهل » از كتاب تحفة الملوك و شايد كليد فهم انديشه او مىباشد - به تحليل انديشه سياسى وى پرداخته است . به ديده حائرى ، كشفى براى جلوگيرى از نابسامانى و تباهى در جامعه قربانى كردن بسيارى از اصول بنيادى را مجاز مىشمارد ، در حالى كه به نظر مىرسد كشفى بنابر جهانبينى خويش ، از باب لزوم تقيه در عصر غيبت ، براى حفظ بسيارى از اصول ، به امنيت و ثبات سياسى رجحان مىدهد چرا كه اساسا تقيه به ديده او براى حفظ اصول است نه قربانى كردن آنها . ( تحفه 36 از كتاب تحفة الملوك ) بدين ترتيب كشفى در دوران غلبه جهل بر عقل - كه مشخصه اصلى دوران قبل از ظهور حضرت مهدى عليه السلام از نظر اوست - به بررسى و مطالعه حكومتهاى غاصب و جاهل پرداخته و تقيه نمودن را بر خود لازم مىداند . كشفى در بحث « علامات ظهور و احوال آخر الزمان » با اشاره به رواياتى از قبيل « شريف از خوف سلطان ذليل باشد و اقرب به سلطان كسى است كه امتداح به شتم ما اهل بيت بنمايد » و « سياتى زمان على امتى لاينال الملك الّا بالظلم و القتل و لا ينال الغنى الّا بالغصب و لا ينال العزّ الّا باستخراج الدين » و « هركس خيانت و نادرستى او بيشتر است سلاطين او را از نظر طبع خود امين