جعفر بن أبى إسحاق دارابى كشفى

224

ميزان الملوك والطوائف وصراط المستقيم في سلوك الخلائف ( فارسى )

نموده است قصرى را و خراب كرده است شهرى را ، نباشد و در حديث است كه « الفقه ثم المتجر » « 1 » يعنى اولا فقاهت و علم و آداب تجارت را ياد بگير ، بعد از آن تجارت بنماى و آنچه از تجارت او حاصل مىشود اگر كه خمس و زكاتى به آن تعلق بگيرد به زودى آنها را اخراج كند و به مستحق آن برساند و باقى را در نفقه خود و عيال و ذى القربى و همسايگان و فقرا ، به قدر مقدور صرف كند و در مأكل ، مشروب ، مسكن و غير ذلك ، زياد بر كفايت و به نحو اسراف و زينت صرف نكند و در فكر ذخيره نمودن نباشد و خود را از داخلين در آيهء وَ الَّذِينَ يَكْنِزُونَ الذَّهَبَ وَ الْفِضَّةَ وَ لا يُنْفِقُونَها فِي سَبِيلِ اللَّهِ فَبَشِّرْهُمْ بِعَذابٍ أَلِيمٍ « 2 » ، نگرداند و زندگانى ، چنان كند كه چون وقت سفر و رحلت به آخرت بشود حال او حال كسى باشد كه سرمايه و سود خود را همگى پيش از خود به وطن خود فرستاده و منتظر و به شوق و رغبت تمام ، روى به حضر و وطن خود برود و الّا حسرت و ندامت او شديد خواهد بود و در حديث است كه روز قيامت حسرت و ندامتى كه بر چهار كس است بر هيچ كس از خلق اولين و آخرين نخواهد بود . اول : عالمى كه جمعى به علم او منتفع گرديده و خود به علم خود عمل و كار نكرده است و در قيامت مىبيند كه ديگران به سبب علم او به بهشت مىروند و خود به سبب آن ، به جهنم مىرود . دوم : آقايى كه بنده دارد و آقا در دنيا به فساد و بنده به صلاح ، مشغول باشد و در قيامت مىبيند كه غلام و بنده او را به بهشت و خود او به جهنّم مىبرند . سوم : شخصى كه در دنيا طاعات بسيار نموده و ليكن بر مردمان به انواع مختلفه ، ظلم كرده است . يكى را بهتان بسته و ديگرى را غيبت نموده و ديگرى را فحش داده و ديگرى را مال او برده و در قيامت ، اهل حقوق و مظلمه ، همگى جمع آيند و حج ، نماز ، روزه ، خمس ، زكات و ساير عبادات او را بگيرند . بلكه سيئات خود را نيز بر او گذارند و

--> ( 1 ) . كافى 5 : 150 / 1 ( 2 ) . توبه : 34