جعفر بن أبى إسحاق دارابى كشفى
221
ميزان الملوك والطوائف وصراط المستقيم في سلوك الخلائف ( فارسى )
تمهيد سوم [ احكام تجارت ] بدانكه ، تاجرى كه تجارت را به نيت خلافت و انتظام نظام و گذران امور معيشت خود و بندگان ، مىنمايد و از قسم فايز و ناجى مىباشد ؛ لازم دارد و از علامات آن اين است كه در عمل تجارت خود ، تقوى و عدالت را مراعات نمايد و در امانت و ديانت خود ، برقرار باشد و به جهت رزق و امور معيشت خود و ديگران ، در معصيت خداوند گرفتار نگردد و دين را به دنيا نفروشد و اجمال در طلب بنمايد . يعنى تجارت او به طريق حرص ، تضييع و تعطيل هيچكدام نباشد . بلكه چنان كه در حديث « 1 » است ، بايد كه طلب معيشت فوق ، كسب مضيّع و دون طلب حريص باشد و در حديث نبوّى « 2 » است كه فرمودند ؛ به درستى كه روح الامين دميده است در دل من ، آنكه نمىميرد هيچ نفسى تا وقتى كه تمام بنمايد رزق خود را ، پس بپرهيزيد اى بندگان از خداوند عزّ و جل و اجمال بنماييد در طلب رزق و واندارد شما را دير آمدن چيزى از رزق خداوند ، بر اينكه طلب بنمائيد آن را به چيزى از معصيت خداوند عزّ و جل ، به درستى كه خداى تبارك و تعالى قسمت نموده است رزقها را در ما بين خلق خود ، به طريق حلال و قسمت ننموده است آن را به طريق حرام ، پس هركس كه تقوى را مراعات نمايد و صبر كند ؛ عطا مىكند خداوند به او رزق او را از راه حلال و كسى كه هتك حرمت بنمايد و از تقوى بگذرد و تعجيل در امر رزق خود بنمايد و بگيرد آن را از غير راه حلال ، تقاص نموده مىشود
--> ( 1 ) . كافى 5 : 81 / 8 ( 2 ) . كافى 5 : 80 / 3 و 82 / 11 و تحف العقول : 28 و كنز العمال 4 : 19 / 9290