جعفر بن أبى إسحاق دارابى كشفى

182

ميزان الملوك والطوائف وصراط المستقيم في سلوك الخلائف ( فارسى )

به جور و به غير ما انزل اللّه ، پس او كافر به خداوند عظيم و از اهل اين آيه مىباشد كه وَ مَنْ لَمْ يَحْكُمْ بِما أَنْزَلَ اللَّهُ فَأُولئِكَ هُمُ الْكافِرُونَ « 1 » و بايد دانست كه هركسى كه از مردمان در نزد اين سه فرقه به مرافعه مىرود و به حكم و قضاى او عمل مىكند ، پس كافر و مثل آن قاضى مىباشد . چنان كه مضمون اين آيه و احاديث است ، خداوند فرموده است كه ؛ أَ لَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ يَزْعُمُونَ أَنَّهُمْ آمَنُوا بِما أُنْزِلَ إِلَيْكَ وَ ما أُنْزِلَ مِنْ قَبْلِكَ يُرِيدُونَ أَنْ يَتَحاكَمُوا إِلَى الطَّاغُوتِ وَ قَدْ أُمِرُوا أَنْ يَكْفُرُوا بِهِ وَ يُرِيدُ الشَّيْطانُ أَنْ يُضِلَّهُمْ ضَلالًا بَعِيداً « 2 » . يعنى آيا نظر و تأمل نمىكنى اى پيغمبر به سوى حال و ضلالت و حماقت آنچنان اشخاصى كه گمان مىكنند آنكه ايمان آورده‌اند به آنچه نازل نموده شده است به سوى تو و آنچه نازل شده است پيش از تو ، مثل تورات و انجيل و حال آنكه مىخواهند كه به مرافعه بروند به نزد طاغوت ، يعنى حكّامى كه به جور و باطل و به حكم جاهليت و به سواى آنچه به تو نازل شده است ؛ حكم مىكنند و حال آنكه در قرآنى كه به تو نازل شده است ، مأمور شده‌اند به آنكه كافر و منكر طاغوت باشند و مىخواهد شيطان آنكه آنها را گمراه بنمايد به گمراهى و دورى كه عود آنها به هدايت هرگز نشود . و مقصود و ما حصل آن است كه رجوع به طاغوت با گمان و ادعاى ايمان ، با يكديگر منافات دارد . چونكه رجوع به طاغوت كفر است و كفر با ايمان جمع نمىشود و زياده آنكه در احاديث وارد شده است كه مالى كه به حكم حكّام جور گرفته مىشود هر چند كه حق اين كس باشد به همين سبب كه به حكم جور گرفته شده است ، حرام مىگردد و در احاديث ايضا منع از آشنايى و مجالست نمودن با آنها شده است چه جاى اينكه در نزد آنها كسى به مرافعه برود . و اما فرقه چهارم كه حكم به حق مىكنند و مىدانند حق را ، پس آن پيغمبر است و وصىّ او يا عالم و حاكمى است كه به آداب ، اوصاف و شروطى كه سابقا از براى علماى

--> ( 1 ) . مائده : 48 ( 2 ) . نساء : 64