جعفر بن أبى إسحاق دارابى كشفى
167
ميزان الملوك والطوائف وصراط المستقيم في سلوك الخلائف ( فارسى )
آنكه مىيابم شخصى را كه مطيع مر حق است و علم را براى آخرت مىخواهد و ليكن فهم و بصيرتى ندارد و حاصل مىشود شك در دل او در اول شبههاى كه به او مىرسد . آگاه باش اى كميل كه نه اين قسم و نه آن قسم ، هيچ كدام قابليت تحمل علم را ندارند . يا آنكه مىيابم شخصى كه فريفته شده است به لذّات دنيا و به آسانى ميل به شهوات مىنمايد يا آنكه فريفته شده است به حرص و طول امل و جمع نمودن و ذخيره كردن مال ، اين دو قسم هم نيستند از راعيان و مستحفظان دين و در هيچ قدر شبيهتر به اينها حيوانات چرندهاند . همچنين مىميرد علم به سبب مردن و ناقابل بودن حامل آن و مخفى نماند كه قسم اول و دو قسم آخر ، اشاره به علماى ظاهر دنياپرست و اقسام آنها مىباشد و قسم دوم اشاره به جاهل مقدس و صالح خشك مىباشد . همه اينها سابقا دانسته شد كه قاصم الظهر و مخرّب ديناند . بعد فرمودند كه بارالها ، بلى خالى نمىماند زمين از كسى و صنفى كه متحمل بشود و برپا بدارد حجت خداوند را ، يا ظاهر و مشهور است و يا غايب و مستور است ، به جهت آنكه زايل و باطل نشود حجتها و دليلهاى خداوند و چه قدرند اين طايفه و در كجا مىباشند . به خداى قسم كه اين طايفه بسيار كم و قليل مىباشند عدد ايشان ، و عظيم و بسيار مىباشد قدر و مرتبهء ايشان و به واسطه ايشان ، خداوند حفظ مىنمايد و باقى مىدارد حجتها و دليلهاى خود را در ميان بندگان و آنها وديعت مىگذارند و مىسپارند و مىكارند آن حجتها و دليلها را در دلهاى امثال و اشباه خودشان ، اينان طايفهاى هستند كه هجوم نموده است به ايشان علم بر طريق ثبات و بصيرت و برخوردهاند به روح يقين و سهل شمردهاند آنچه را كه اهل دنيا و نازپروران مشكل شمردهاند . يعنى زاهد در دنيا و لذّات آن مىباشند و دنيا در نظر ايشان عظمى ندارد . چنان كه در نظر اهل دنيا عظم دارد و انس گرفتهاند به آنچه از آن مستوحش شدهاند جاهلون ، يعنى انس گرفتهاند به تعب ، جدّ ، جهد ، ملامت ، گمنامى ، خمولى ، تواضع ، كم قدرى ، فقر ، قناعت ، ترك خورد و خوراك و راحت و چيزهاى ديگر كه جاهلان و اهل دنيا از آنها وحشت دارند و دورى مىكنند و اين طايفه ، مصاحبت نمودهاند با دنيا به