جعفر بن أبى إسحاق دارابى كشفى
147
ميزان الملوك والطوائف وصراط المستقيم في سلوك الخلائف ( فارسى )
بنمايم آن را براى شما هر آينه مضطرب مىگرديد و مىلرزيد و مىجنبيد مثل اضطراب و جنبيدن ريسمانها در چاههاى عميق و جناب امام زين العابدين عليه السّلام فرمودند كه ؛ « و اللّه لو علم ابو ذر ما فى قلب سلمان لقتله و لقد اخا رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله و سلّم بينهما فما ظنكم بساير الخلق ان علم العالم صعب مستصعب لا يحتمله الا ملك مقرّب او نبىّ مرسل او عبد مؤمن امتحن اللّه قلبه للايمان و انما صار سلمان من العلماء لانه امرنا اهل البيت فلذلك نسبه من العلما » « 1 » . يعنى به خداى قسم كه اگر بداند ابو ذر علمهاى باطنى كه در دل سلمان مىباشد هر آينه مىكشد او را و حال آنكه اخوت و برادرى قرار داده است رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم در ما بين آن دو ، پس چگونه است گمان شما به ساير خلق و چگونه مىتوانند كه بشنوند علم باطن را و حكم به كفر و قتل ننمايند . به درستى كه علم علما باطن كه سلمان يكى از آنها مىباشد سخت است و سخت دانسته شده است و محتمل نمىشود آن علم را مگر ملك مقربى يا پيغمبر مرسلى يا بندهء مؤمنى كه خداوند ممتحن و مهيّا نموده باشد دل او را براى ايمان و گرديده باشد از اهل معرفت و علم باطن و اين است و جز اين نيست كه گرديد است سلمان از جمله علما به علم باطن ، به جهت آنكه او مردى است از جمله ما اهل بيت توحيد ، علم ، حكمت و معرفت . پس از اين جهت ، نسبت دادم او را به علما و او را از علما شمردم . اين است احوال علم باطن و احوال علماى به اين علم و از اين تقرير معلوم شد كه علما بر سه قسم مىباشند يكى عالم به علم ظاهر و يكى عالم به علم باطن و يكى ديگر عالم به علم ظاهر و باطن ، هردو اين قسم از اولياء اللّه و اهل فوز ، سعادت ، قرب ، زلفى و نادر الوجود مىباشند و در هر عصر اگر كه پنج نفر باشند بسيار خواهد بود و به حكم حديث ؛ « انّ اولياء اللّه اذا سكتوا كان سكوتهم فكرا و اذا نطقوا كان نطقهم حكمة و اذا تكلمّوا كان كلامهم ذكرا و موعظة و اذا مشوا كان مشيهم بين الناس بركة اولئك اولياء اللّه حقا » « 2 » .
--> ( 1 ) . بحار 2 : 190 ( 2 ) . كافى 2 : 237 / 25 با تفاوت عبارت ، و بحار 66 : 289