جعفر بن أبى إسحاق دارابى كشفى
120
ميزان الملوك والطوائف وصراط المستقيم في سلوك الخلائف ( فارسى )
خدمت او و بدنام نمودن سلطان را در دين ، دنيا و عقبى و منتشر ساختن آوازه ظلم ، فسق ، فجور و كفورى او را در اطراف و اكناف و مشهور گردانيدن او را به ظالمى و فاسقى و بدسيرتى و باز نمودن ابواب لعن و طعن از خلق بر او در حيات و ممات او و مستعد گردانيدن او را براى روز حساب و عرض اكبر و بازخواست نقير و قطمير از او و دخول در جهنّم و عذاب ابدى فَمَنْ يَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّةٍ خَيْراً يَرَهُ وَ مَنْ يَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّةٍ شَرًّا يَرَهُ « 1 » . اينها همه از مرتكب شدن خود سلطان به فحشاء و منكر و بغى حاصل مىشود . افراز ملوك را نشيب است مكن * در هر دلكى از تو نهيب است مكن بر خلق اگر ستم به سيب است مكن * از هر سببى با تو حبيب است مكن و اگر كه خود سلطان از فحشاء ، منكر و بغى كه مذكور شد اجتناب كند ، هر آينه اهل فسق ، فجور و بد اصلان تعليم نمىگيرند و جرأت بر اقدام نمودن بر فحشاء ، منكر و بغى به هم نمىرسانند و به سلطان مقرّب نمىگردند « الناس على دين ملوكهم » « 2 » مشهور و معروف است . هر آن صفت كه شه ملك را بود غالب * همان صفت كند اندر سپاه شاه سرايت و بعد از اجتناب سلطان از قبايح و منكرات ، فراست و نور پادشاهى در او راه مىيابد و بد اصلان و غرضداران را مىشناسد و به خود را نمىدهد و سخن ايشان را گوش نمىكند و از صحبت ناصحان ، آزادگان ، علماى حقانى ، اهل معنى و ارباب فضل محروم نمىگردد و او طالب ايشان و ايشان راغب و مستبشر به مصاحبت و خدمت او مىباشند و روزبهروز مدد و نور او زياد مىشود و مدد و كفايت خداوند به او مىرسد و برعكس قبايح مذكور و به جاى اينها ، محاسن در عهد او منتشر و مشهور مىگردد و از جمله خلفاء اعظم خداوند و ملحق به سعدا و اصحاب يمين بلكه به مقربين مىگردد . حكايت : از جمله حكايتها در اين باب آن است كه شاه اسماعيل در وقتى كه فتح
--> ( 1 ) . زلزلة : 7 و 8 ( 2 ) . خصال : 256 ، حديث 131