جعفر بن أبى إسحاق دارابى كشفى
103
ميزان الملوك والطوائف وصراط المستقيم في سلوك الخلائف ( فارسى )
و هر بنده و خليفه على الخصوص ملوك و سلاطين را سه حالت مىباشد حالت با خداى ، حالت با خود و حالت با رعاياى خود و در هريك از اين سه حالت مأمور به آن سه چيز و منهى از اين سه چيز مىباشند . اما حالت اول كه سلاطين را با خداى تعالى مىباشد ، پس معنى عدل نمودن ايشان در اين حالت ، راست و درست داشتن ظاهر و باطن خويش است و يك رنگ نمودن سرّ و علانيه خود را با خداى خود و كمر بستن به امر سلطنت به نحوى كه خود را و مملكت را براى خدا خواهند و بر پاى دارند نه اينكه خداى را براى مملكت و مملكت را براى خود خواهند و ماحصل آن اين است كه سلطنت گذارى و مملكت دارى از روى اخلاص و به نحو اطاعت و بندگى بنمايند و همان را عبادت و شيوه بندگى و به جاى آوردن حق خلافت دانند و از جانب خداى و به خلافت و نيابت او بكنند و بنمايند و به مقتضاى طبع ، ميل نفس ، رياست و امثال اينها نباشد . و معنى احسان نمودن آن است كه جناب پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم فرموده است كه ؛ « الاحسان ان تعبد اللّه كانك تراه فانّ لم تكن تراه فانه يراك » « 1 » . يعنى احسان در عبادت آن است كه بندگى بنمايى خداى را به نحوى كه گويا آنكه تو خداى را مىبينى به جهت آنكه اگر تو خدا را نمىبينى او تو را مىبيند و على اىّ التقدير بايد كه بندگان و كارهايى كه بندگان بر وجه خلافت از جانب خداى مىنمايند مثل كارهايى باشد كه غلامان و ملازمان در حضور آقاى جليل و بزرگ خود مىنمايند كه در نهايت سعى ، كوشش ، خوبى و نيكى ، آن كار به جاى مىآورند و سلاطين بايد كه در كارگذارى سلطنت و تدبير امر مملكت ، خداى را ببينند و بدانند كه خداى ، ايشان را مىبيند و كار را بكنند مثل كار كردن ملازمان و رعاياى خود در حضور ايشان و به سعى ، كوشش و به وجه نيك و از روى رغبت و اخلاص تمام و به نفس خود مشغول باشند و از احوال بلاد و عباد ، متفحصّ باشند و به
--> ( 1 ) . جامع احكام قرآن ( تفسير قرطبى ) 10 : 166