رحم على خان ايمان

65

منتخب اللطائف ( فارسى )

اى روى تو مهر « 1 » عالم‌آراى همه * وصل تو شب و روز تمنّاى همه گر با دگران به ز منى واى به من * ور با دگران همچو منى واى همه * از هجر تو اى نگار اندر نارم * مىسوزم از اين درد و دمى برنارم تا دست به گردن تو اندر نارم * آغشته به خون چو دانه اندر نارم رباعى مذكور مختلف فيه است . جانم به لب از لب خموش تو رسيد * در لعل خموش باده‌نوش تو رسيد گوش تو شنيده‌ام كه دردى دارد * درد دل من مگر به گوش تو رسيد ؟ * گر درد كند پاى تو ، اى حورنژاد * از درد مدان كه هرگزت درد مباد آن درد من است ، بر منش آمد رحم * از بهر شفاعتم به پاى تو فتاد اين نيز مختلف فيه است . ابو على سينا ابو على بن عبد اللّه بن سينا ، اعلم العلما و رئيس الحكماست . در شهر صفر سنهء سه صد و هفتاد از بطن زنى عفيفه ستاره نام به وجود آمده و در عمر هژده سالگى علّامهء زمانه شد و به قرب سلاطين رسيد . چنان‌چه در عهد وزارت شمس الدّوله والى همدان كتاب قانون نوشت و طبعات شفا تحرير نمود و بعد وفات شمس الدّوله ، الهيات شفا و منطق الشّفا نگاشت و در زمان وزارت علاء الدّوله والى طبرستان كتاب شفا تمام كرد . آخر به سبب كثرت مجامعت به مرض قولنج گرفتار شد . در يك روز هفت بار حفنه كرد سود نيافت بلكه مادّه صعود كرد و به دماغ مصروع شد و سحج ضميمه آن گرديد . دانست كه صحّت ممكن نيست ، از منهيات تايب شد . به قول صاحب بحر الجواهر در روز جمعه فى شهر رمضان سنهء چهارصد و بيست و هشت هجرى وفات يافت . در همدان مدفون است . « 2 » هذا كلامه :

--> ( 1 ) . متن : ماه . از رياض العارفين 35 تصحيح شد . ( 2 ) . رياض العارفين 264 : مولد و منشأ ايشان خطهء بلخ بوده . در ده سالگى حفظ قرآن و ضبط بسيارى از علوم دينيّه و فنون ادبيّه حاصل كرد و در هيجده سالگى فارغ التّحصيل شد و در نزد امير نوح سامانى بود . پس از بىسامانى دولت آل سامان به خوارزم شتافت و كمال تعظيم يافت و از آنجا به ابيورد آمد و به جرجان افتاد . امير قابوس وشمگير او را توقير نمود . از آنجا به رى آمد . فخر الدّولهء ديلمى بر عزّتش افزود . سپس به همدان رفته وزارت شمس الدّوله را پذيرفت . پس از رنجش در خانه پنهان شده ، بىآن كه نسخه‌اى در نظر باشد جميع طبيعيات و الهيات شفا را به تقديم رسانيد . چهار ماه در يكى از قلاع همدان محبوس بود و كتاب هدايه و رسالهء حىّ بن يقظان و كتاب قولنج را در محبس تصنيف نمود . بعد به اصفهان رفته در آنجا حكمت علايى را به نام علاء الدّوله كاكويه نوشت . شيخ ابو على با شيخ ابو سعيد ابو الخير معاصر بوده و گويند يكديگر را ملاقات كرده‌اند . او در سنهء 427 در همدان به مرض قولنج درگذشت .