رحم على خان ايمان

51

منتخب اللطائف ( فارسى )

مقدمه بسم اللّه الرّحمن الرّحيم ربّ يسّر و تمّم بالخير حمد فراوان و ثناى بىپايان سزاوار سخن‌آفرينى كه تذكرهء آفرينش را كه منتخبى است از كتاب ابداعش به افراد مكوّنات متنوعه مدوّن فرموده ، و مجموعهء ارض و سما كه موجزى است از دفتر اختراعش به ابيات اشخاص مخلوقات نوادر مرتب نموده . طراحى قصيدهء موشّح كهكشان نمودارى است از صنعت قدرتش و نازكى غزل مرصّع پروين انموذجى است از ايجاد پرقدرتش . مثنوى مهر و ماه در اقطاع جهات مشهور از او و مستزاد صبح و شام در رباعى اطراف معروف به دو . صانعى كه رقطاى ليل و نهار از صنايع عجيب اوست و مدور دور دوّار از بدايع غريب او . مثلّث مواليد از دست ارادتش درست نشسته و مربّع اسطقسات از خامهء مسّيش صورت نيكو بسته . شيرين كلامان مذاق فصاحت از چاشنى حلاوت توصيفش عذب البيان و سيراب‌دلان مناهل بلاغت از چشمهء فيض تعريفش رطب البيان . مطلع برجستهء چهرهء گل در بياض گلشن از او رنگين مضمون و مصرعهء منتخبهء قامت سرو در ديوان چمن از او شاداب و موزون . به‌ندرت نگارى قلم قضا سطور مسلسل غبار خط خوبرويان به صد آب‌وتاب نگاشته و به پرگارى خامهء ندرت نگار قدر شكسته زلف عنبرين‌مويان به هزار زيب و رعنايى رقم ساخته . عبارت پرپيچ موج بر صفحهء بحر تحرير نموده و نكتهء سربستهء حباب بر لوح دريا تسطير فرموده . تزيين لوحهء سر ورق بهار به آرايش گل‌هاى رنگارنگ پيراسته و تذهيب صفحهء عنوان خزان به پيرايش زركارى برگريز آراسته . شكرريز خندهء شيرين گل و نمك‌ريز زخم جگر بلبل ، طوطى شكرخاى ناطقه در بيان ثنايش زبان لال و باز تيزپرواز عقل در هواى وصفش ريخته‌بال ، درك نغز رموزاتش از خيال ادراك برون و حلّ معمّاى نكاتش از قياس فهم افزون . لمؤلّفه : نقش‌بند طرازگاه وجود * جلوه‌پرداز كارگاه شهود صنعت اوست كار افلاكى * مظهر اوست جلوهء خاكى آتش و باد و خاك و آب از او * هستى جمله در حساب از او