عبد الهادي بن محمد بن محمود بن ابراهيم مراغى
55
منافع حيوان ( فارسى )
خاصّه بر سذاب بگذرد خشكى آرد ؛ و مگس انگبين را زيانى صعب رساند . مرد كه با زن حيض گرد آيد ، دل كور شود و طراوت و بهار و نيكوى مرد ببرد و نشاط بشكند ، و اگر فرزندى آيد ابله باشد . ركوى بىنمازى زن چون بر دنبالهء كشتى نهند باد و زوبعه در آن نيفتد . امّا منفعت در زن بىنماز آن است كه هرجا كه او باشد ذراريح بميرد ، و چون دست بر مصروع برد ساكن گردد . [ 9 ر ] ه « 1 » با اندكى آب بر شكم گژدم زده مالند درد ساكن گرداند . شير زن با عسل يا با شراب كسى بخورد كه سنگ در مثانه دارد ، پارهپاره گرداند . شير زن حبشى با روغن زنبق در بينى كسى ريزند كه فالج يا رعشه دارد لقوه نيك شود . اگر مرد باشد به وزن يك قيراط ، و اگر كودك باشد به وزن دو حبّه . و چون زنى حبشى كودكى را شير دهد كه چشم او ازرق باشد ، روزى چند سياه گردد ازرقى چشم . و چون با مرو در چشم چكانند كه طرفه دارد نيك شود ، و اگر شير تنها در چشم چكانند كه آماس دارد يا درد كند نافع باشد و سود دارد سل را و علّت سرطان را ( ) با گردهء آسياب آميخته گردانند و بر پستان زنى طلى كنند كه شير در او سطبر شده باشد و درد كند و آماس دارد ساكن گرداند و شير روان كند . عرق كه در گرمابه كنند در دنبل مالند پخته گرداند و ريش را بشكافد . ( ) آب پشت مرد و زن سه بار بر بهق و لكّه و نشان پيسى مالند ببرد ، و چون بر نقرس مالند نافع باشد و درد ساكن گرداند ؛
--> ( 1 ) . چنان كه خوانندهء پژوهنده بررسى و مداقّه كند درمىيابد كه پيوند عبارت با پيش نااستوار است . گمان مصحّح بر آن است كه برگى در ميانه افتاده باشد . گفتنى است كه در اين نسخه « ه » نشانهء پايان عبارت و مطلب است .