محمد بن محمد بن أحمد القرشي ( ابن الاخوة ) ( مترجم : جعفر شعار )

71

آيين شهردارى ( فارسى )

شده به اندازهء چهار انگشت است و بدين‌سان خريدار به سبب بزرگى و درازى آن بىآنكه جوف آن را بداند گول مىخورد و اين تدليس آشكارى است . و محتسب بايد توجه كند كه برخى از مردم به ته پيمانه نان و گچ سياه و بعضى به اطراف آن كنجاره « 1 » مىچسبانند به طورى كه آشكار و معلوم نيست و نيز در پوست پيمانه عملى مىكنند كه به كم‌فروشى مىانجامد . ازاين‌رو محتسب بايد هميشه فروشندگان را مراقبت كند . اما فروشندگانى كه به پيمانه دادوستد مىكنند صالح نيستند بخصوص در روزگار ما كه در گرفتن پيمانه زياد مىگيرند ( كه در ميان خود آن را غزر و طرح « 2 » خوانند ) و به هنگام فروش كم مىدهند و آن را « مشفق » ( كاسته شده ) خوانند ، و خداى متعال آنان را نكوهش كرده چنان كه در آغاز سخن ياد كرديم . پس بايد كه محتسب ايشان را از كيفر خدا بترساند و از كم - فروشى در همهء موارد مذكور بازدارد و هرگاه كسى خيانت كرد او را در ملأ عام تعزير كند تا ديگران بدان عبرت گيرند . ذراع و انواع آن ذراعها هفت‌گونه است . كوتاه‌ترين آنها قصبه سپس يوسفيه سپس سواد بعد هاشميهء كوچك بعد هاشميهء بزرگ كه « زياديه » نيز گويند ، بعد عمريه بعد ميراثيه است . اما ذراع قصبه كه به نام ذراع الدور ( دور : خانه‌ها ؟ ) نيز خوانده مىشود

--> ( 1 ) - در متن « كسب » ( به ضم اول ) است يعنى كنجاره و ته‌نشست روغن كنجد و جز آن . ( 2 ) - غزر به فتح اول به معنى فراوانى و كثرت ، و طرح به معنى اسقاط عددى است از عدد بيشتر ( اقرب الموارد ) و نيز به معنى فروختن كالا به زور كه در گلستان سعدى به اين معنى به كار رفته است در آنجا كه فرمايد : « ظالمى را حكايت كنند كه هيزم درويشان خريدى به حيف و توانگران را دادى به طرح . . . » ( گلستان ، چاپ فروغى ، 1320 ، باب اول ، ص 43 ) .