محمد بن محمد بن أحمد القرشي ( ابن الاخوة ) ( مترجم : جعفر شعار )
41
آيين شهردارى ( فارسى )
شده بود ويران كنند و بدينسان جز معابد پيش از اسلام باقى نماند و نيز « عروه » را از نجد به صنعا فرستاد تا كليساهاى آنجا را جز آنچه پيش از مبعث رسول خدا بوده است ويران سازد . اما اگر كليسايى به مرور زمان ويران شود ، تجديد بناى آن رواست ، و به گفتهء برخى اين نيز ممنوع است ، زيرا در حكم احداث است . در كتاب « حاوى » آمده است كه اگر كليسا به كلى ويران و راه مردم شده باشد تجديد بناى آن ممنوع و گرنه رواست . وظيفهء امام است كه از اهل ذمه كه ساكن ديار اسلاماند مراقبت كند و نگذارد مورد آزار مسلمانان واقع شوند و اگر با مسلمانان اختلاف داشته باشند و محاكمه را نزد مسلمانان بياورند بايد ميان آنان داورى و حكم كرد ، زيرا حاكم كفار نمىتواند دربارهء مسلمانان حكم كند ، اما اگر اهل ذمه در بارهء اختلاف ما بين به حاكم مسلمانان رجوع كنند به گفتهء برخى بايد حكم داد ، و اين قول « مزنى » رحمة اللّه عليه است و به گفتهء برخى ديگر حكم لازم نيست ، زيرا آنان به اسلام برحسب آنكه در ميان ايشان حكم شود معتقد نيستند و مانند معاهدين هستند و خداوند در قرآن به پيغمبر خود فرمود : « اگر اهل ذمه نزد تو بيايند ميان ايشان داورى يا اعراض كن « 1 » » و اين در صورتى است كه به محاكمه خرسندى دهند و البته پس از داورى بايد گردن نهند . جزيه بر محتسب است كه از كافران ذمى به قدر توانايى جزيه بگيرد : از فقير عايلهدار يك دينار از متوسط دو دينار و از توانگر چهار دينار در هر سال . و چون محتسب يا مأمور براى دريافت جزيه نزد ذمى آيد او را پيش خود بايستاند و به او پس گردنى زند و گويد : جزيه را بپرداز اى كافر . و ذمى دست خود را از گريبان خود همراه با جزيه درآرد و با خوارى آن را بدهد . و در جزيه التزام احكام اسلام شرط است و اگر كافر ذمى از احكام سر
--> ( 1 ) - « فَإِنْ جاؤُكَ فَاحْكُمْ بَيْنَهُمْ أَوْ أَعْرِضْ عَنْهُمْ » ( سورهء 5 « مائده » آيهء 42 ) .